
◄تشیع سیاسی در منطقه: قوت یا تهدید جريان شناسي سياسي منطقه خاورميانه |
|
شیعیان اقلیتی 10 تا 15 درصدی در جهان اسلام بهشمار میروند، اما در یك هلال جغرافیایی كه از لبنان تا پاكستان امتداد دارد نیمی از جمعیت مسلمانان این منطقه شیعه هستند؛ یعنی نزدیك به 150 میلیون نفر. 90 درصد ایرانیان، 65 درصد عراقیها، 40 تا 45 درصد لبنانیها و بخشی درخور ملاحظه از مردم كشورهای حاشیۀ خلیجفارس شیعهاند. اهمیت این موضوع از آن روست که سران بعضی از کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس طی چند سالی که از اشغال عراق و سرنگونی حکومت صدام می گذرد با عناوین مختلف، از گسترش شیعه با محوریت ایران ابراز نگرانی کرده اند. در میزگردی با حضور دو تن از پژوهشگران مؤسسۀ غیردولتی «گفتگوی دینی» در قم، زمینه ها و دلایل این تعارضات را بررسی کردهایم؛ حمیدرضا غریب رضا، مسئول مؤسسه، و عبدالرحیم تهامی در این میزگرد پاسخگوی پرسشهای ما بودند. علی قازان، برگردان فارسي را در اين گفتوگو به عهده گرفتند.
|
|
●منبع: ماهنامه - زمانه - 1389 - شماره 91، شهریور و مهر- تاريخ شمسی نشر 00/6/1389 |
|
|
● همانگونهکه اطلاع دارید، پس از فروپاشی رژیم بعثی عراق در سال 2003م بعضی از کشورهای همسایۀ جنوبی ایران از گسترش نفوذ شیعه در منطقه ابراز نگرانی کردهاند. به نظر شما زمینۀ این نگرانی چیست؟ تهامی: همانگونه که معروف است، سال 2004م ملک عبدالله، پادشاه اردن، در سفری به امریکا بحث هلال شیعی را مطرح کرد و این امر یکسال پس از سقوط صدام در عراق رخ داد. ملک عبدالله دربارۀ معنا و مضامین این اصطلاح مفصل صحبت نکرد، ولی به این واقعیت استراتژیک در منطقه اشاره نمود که سقوط رژیم بعثی در عراق فرصتی برای توسعه و گسترش ایران در منطقه فراهم کرده است؛ ازهمینرو او به بحث هلال شیعی سبقه مذهبی داد و آن را شامل شهرهای تهران، بغداد، دمشق و جنوب لبنان خواند؛ البته این صحبت ملک عبدالله را نمیتوان از آن جریان سیاسی جدا دانست که همگام با این صحبت ها پدید آمد و همان جریان اعتدال عربی یا سازش با اسرائیل بود.
● حوزۀ جغرافیایی فعالیت این جریان بهاصطلاح اعتدال کجا بود؟ تهامی: کشورهای اردن، مصر، عربستان و امارات در آن حضور داشتند. در همین هنگام بود که ملک عبدالله اعلام کرد ما گروهی از کشورهای عربی هستیم و اسرائیل نیز در این موضع گیری همراه ماست. نکتۀ خطرناک در صحبتهای ملک عبدالله این بود که به نقشۀ جغرافیایی سیاسی خود رنگ مذهبی داد.
● یعنی تضاد صهیونیستها با کشورهای اسلامی رنگ دینی پیدا کرد؟ تهامی: بله. کشورهای سنی بهانه پیدا کردند تا همراه اسرائیل باشند و کشورهای جدا از این جریان، شیعیان یا طرفداران شیعه بودند. نکتۀ جالب در این تقسیم بندی این است که با توجه به حکومت کشور سوریه و گرایش غیردینی آن نباید این کشور را در تقسیم بندی شیعی قرار داد، اما این اتفاق افتاده است و آنها سوریه را هم جزئی از هلال شیعی میدانند.
● یعنی به دنبال این بودند که از عامل مذهبی به منظور محاصرۀ ایران و کم کردن تأثیر این کشور در منطقه استفاده کنند؟ تهامی: بله. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که در ادبیات سیاسی اسرائیل و مطالبی که در روزنامه ها و مجلات خود می نویسند صحبت از برقراری رابطهای اساسی با کشورهای عربی از اهل سنت است که این کشورهای عربی با نام اسلام معتدل در مقابل اسلام رادیکال خطاب می شوند.
● در صحبت های آقای تهامی دو نکته به طور ویژه مطرح شد؛ یکی تمایل اسرائیل به اعتدالیها و دیگری طرح ایرانهراسی با برچسب گسترش شیعه در منطقه. شاید بتوان گفت نگرانی آنها، برخلاف آنچه می گویند، جنبۀ مذهبی ندارد، بلکه مسئلهای سیاسی است. غریب رضا: به طور طبیعی تشیع در دوران معاصر و بهویژه بعد از انقلاب اسلامی به بلوغی سیاسی و فرهنگی رسیده و در حقیقت در حرکت فراگیر و عمومی بیداری اسلامی پیشرو بوده است. الگویی که تشیع انقلابی امام خمینی ارائه کرد در حقیقت تمرکز بر هویت اسلامی تشیع بود. امام(ره) مذهب شیعه را در تضاد با مذهب باقی مسلمانها مطرح نکرد، بلکه بر هویت مشترک اسلامی و مسئله ای مثل مقاومت و فلسطین، که دغدغۀ اسلامی همۀ مسلمانها بود، تأکید کرد؛ ازهمینرو می بینیم اولین کشوری که سفارت اسرائیل در آن تعطیل شد ایران بود. امام(ره) به دنبال نجات همۀ مسلمانها در جهان بود و این باعث ایجاد نوعی بلوغ سیاسی در مسلمانها شد. برای نمونه باید گفت آقای راشد القنوشی، که یکی از رهبران اهل سنت جنبش های اسلامی معاصر است، در کتابی از مسلمانها دعوت کرده است تا امامت و رهبری آیتالله خمینی را برای همۀ مسلمان ها بپذیرند. این نشان دهندۀ این است که ایران توانست بیداری اسلامی را به درجۀ فراگیری و صدور برساند. در نقطۀ مقابل غرب احساس کرد منطقه با تهدید روبهرو شد و مهمترین کشوری که از نظر سیاسی حامی منافع غرب در خاورمیانه بهشمار میآمد به نوک پیکان استکبارستیزی تبدیل شده است و به سرعت این الگوی فرهنگی سیاسی را در جهان صادر و منتشر می کند. آنها صدور انقلاب را برای آغاز جنگ بهانه کردند، ولی واقعیت این بود که صدور انقلاب صدور فکر بود و آنها می ترسیدند که جمهوری های اسلامی متعددی در جهان تأسیس، و سرانجام به اتحادیۀ جماهیر اسلامی تبدیل شود. نوام چامسکی در کتاب خودش با نام «دخالت در منطقۀ نفت خیز خاورمیانه» در سال 1386 نوشت تنها کشورهایی که نتوانستند خودشان را با امریکا هماهنگ کنند ایران و سوریه بودند. بدترین کابوس واشنگتن این است که یک ائتلاف شیعه، در منطقه، کنترل ذخایر مهم نفت جهان را مستقل از امریکا برعهده گیرد.
● یعنی منافع امریکا و اسرائیل در منطقه تهدید شده است؟ غریبرضا: بله، زیرا طی سی سال گذشته ایران قدرتمندتر شده است. شاهدیم که بستری سیاسی و فرهنگی در جهان شیعه، که ایران یک منطقه از آن است و حزب الله منطقۀ دیگر، بهوجود آمده و ازهمینرو شیعه در مقاومت سرافراز و در تحولات سیاسی کشورهای دیگر در منطقه پیشقدم بوده است. در بحرین، با وجود فشار بسیار حکومت و تغییر بافت جمعیتی، شیعیان در حال رشد هستند و در عراق تحول سیاسی به نفع شیعیان در حال روی دادن است. اینها بهانهای برای استکبار بهوجود آورده است تا بحث مذهب را اهرم فشاری علیه طرح سیاسی رقیب قرار دهند. مهمترین دلیلی هم که برای این مسئله مطرح شده مقایسۀ بنیادهای سیاسی ایران و کشورهای خط سازش است.
● اردن اولین کشوری بود که مانند اهرم فشار عمل کرد. غریبرضا: این بحث را اردن مطرح کرد، ولی آغازکنندۀ اولیۀ طرح امریکا بود که به وسیلۀ بلندگوی خودش، یعنی ملک عبدالله، آن را مطرح کرد. حکومتهایی مثل عربستان، مصر و اردن، که از نظر سیاسی سکولارند، هیچ دلبستگی به دین اسلام، به طور کلی، و مذهب اهل سنت، به شکل خاص، ندارند و اساساً به جدایی دین و سیاست معتقدند. مردم ایران با قید اسلامیت انقلاب کردند و حکومت تشکیل دادند و قانون اساسی خود را براساس این دین نوشتند؛ ازهمینرو در این قانون بحث امام و امت مفهومی کاملاً دینی دارد و محوری ترین مبحث آن است. حکومتی که براساس قرائت انقلابی از تشیع تأسیس شده است در تعامل خودش با باقی مذهبها بحث وحدت اسلامی و تقریب مذاهب را مطرح میکند.
● اما حکومت دیگری که به گفتۀ شما اساس سکولار دارد و به دین ربط ندارد در تعامل با سایر مذهبها و حکومت ها بحث تشیع، هلال شیعی و تفرقۀ مذهبی را مطرح میکند. غریبرضا: بله. این نشان دهندۀ آن است که اگر قرار بود کسی مذهبی عمل کند ایران بود نه کسانی که سکولارند. به همین دلیل است که میگویم این اقدامات بازی سیاسی خطرناکی برای بهره برداری از مذهب است. بهترین کسی که این مسئله را ترسیم کرده شهید فتحی شقاقی در کتاب «شیعه و سنی، غوغای ساختگی» است. این شهید ریشۀ سیاسی این دعوا را سالهای ابتدایی آغاز جنگ دانسته است که هنوز کتابها، ماهواره ها و تبلیغات مهاجم به تشیع شکل نگرفته بود و بسیار زیبا این بحث را تحلیل کرده است. به عبارت دیگر بحث هلال شیعی حلقهای از طرح بزرگ ایرانهراسی و شیعههراسی است. به نظر بنده به هلال شیعی نباید مستقلاً موضوعیت داد، بلکه این بحث بخشی از طرح ایرانهراسی است البته در ابتدا این بحث از منظر سیاسی مطرح شد و آنها بحث ترساندن حاکمیتها از ایران را با تمرکز بر بحث مذهبی سیاسی پیگیری کردند؛ به همین دلیل این مسئله را بعضی از علمای اهل سنت نیز مطرح نمودند.
● چه جریاناتی روی این موضوع کار کردند؟ غریبرضا: محافظه کاران وهابی روی این موضوع کار کردند و ادبیات رایج آنها همین شد و متأسفانه ترکش های این بحث بعضی از اندیشمندان پیشرو در بحث وحدت اسلامی را نیز تحتتأثیر قرار داد؛ برای مثال فردی مثل دکتر یوسف قرزاوی، که پیشرو بحث وحدت بود، از این مسئله ترسید و مواضع مشهور خود را گفت. دکتر احمد لطیف، شیخ جدید الازهر، نیز دربارۀ تبلیغ تشیع در کشورها تحتتأثیر قرار گرفت وگرنه ایشان گرایش تصوف دارد و رابطۀ خوبی هم با وهابیت ندارد. ایشان قبلاً میگفت: من حتی حاضرم از دانشجویان شیعه در الازهر استقبال کنم، اما مسئلۀ شیعههراسی روی او نیز تأثیر گذاشت. آقای راشدالغنوشی هم، که جهان اسلام را به طرح سیاسی جمهوری اسلامی دعوت میکرد، تحتتأثیر آقای قرزاوی قرار گرفت و موضعگیری کرد.
● تا این بخش از گفتوگو دربارۀ ریشۀ سیاسی و بسترهای پیدایش ایرانهراسی و بحث بیداری شیعه در جهان و سپس دربارۀ موضعگیری غرب و منافع سیاسی آن و درنهایت آغاز ایرانهراسی و منتهی شدن به تقابل مذهبی صحبت کردید. می خواهم بپرسم بیداری دادن به جهان اسلام که شما به آن اشاره کردید، در چنین شرایطی و چگونه تحقق مییابد؟ غریبرضا: بحث بیداری دادن به جهان اسلام دو اثر مهم برای شیعه و سنی دارد؛ اثر آن برای شیعیان این است که قدرت و عزت تشیع امروز در جهان به دلیل مجاهدتهای امامخمینی و اندیشۀ سیاسی ایشان بود و شیعیان باید بدانند اگر شیعه میخواهد مسیر رشد، پیشرفت و توسعۀ فکری، سیاسی خودش را در منطقه پیدا کند تنها راهش پیگیری همین اندیشۀ سیاسی انقلابی پویا و وحدتگرایانه از روی بصیرت است؛ زیرا در مقابل تشیع انقلاب اسلامی، جریان اعتدال خط حکومتی و عربی ایجاد کرده؛ یعنی معتقد است شیعیان ایران، فارس و شیعیان کشورهای عربی عرب هستند و درواقع این گونه میکوشد بین آنها تفرقه بیندازد، حتی شخصیتهای سیاسی کشورهای لبنان، یمن و... را در مقام فردی عربنژاد رشد می دهند تا در مقابل جمهوری اسلامی بایستند؛ ازهمینرو شیعیان باید هوشیار باشند و بدانند الگوهای جانشین الگوی جمهوری اسلامی الگوهای سالمی نیستند و اغلب ساخته و پرداختۀ غرباند؛ البته ممکن است بستر فقهی و کلامی داشته باشند، ولی یقیناً جبهۀ مقابل از آنها استفاده میکنند. هشداری هم که به اهل سنت دربارۀ این مسئله داده میشود این است که در پازل سیاسی غرب قرار نگیرند؛ زیرا فتنۀ مذهبی که شیعه و سنی را با هم درگیر میکند ساخته و پرداختۀ غذایی است که در آشپزخانۀ غرب درست شده است و امروز به سمت ما میآید. آنها باید مواظب باشند تحتتأثیر حماسهای که در جنگهای مذهبی پدید میآید ابزار غرب نشوند و به دنبال توپی که به زمین ما انداختهاند نروند؛ زیرا بحثهای مذهبی و فکری جایگاه خودش را دارد و هوشیاری و بصیرت سیاسی سنی و شیعه در این مرحله بسیار لازم است.
● بافت قومیتی شیعیانی که داخل این هلال شیعی قرار میگیرند چگونه است؟ غریبرضا: شیعیان منطقه از نظر قومیتی بسیار متفاوتاند. آذربایجان حدود 80 درصد شیعه دارد، ولی از نظر فرهنگی و مذهبی کشوری شدیداً سکولار و مستضعف است؛ زیرا طی سالهای بسیار از دین دور بوده است و حاکمیتهای ضددینی در آنجا حاکم بودهاند. در افغانستان و ایران نیز قومیتهای مختلفی وجود دارد. به تعبیر آنها در بخش عمدۀ هلال شیعی عربها زندگی میکنند که به راحتی میتوان با بحثهای قومی بین آنها فتنه و تفرقه انداخت؛ یعنی همانگونه که عرض کردم، میخواهند بین شیعۀ عربی و شیعۀ فارسی تفکیک قائل شوند.
● بازتاب این مباحث در این کشورها چگونه بوده است؟ آیا مردم تحتتأثیر این حرفها قرار گرفته اند یا هوشیارتر شدهاند؟ غریبرضا: نمی توان منکر شد که بخشی از تودهها، بهویژه جوانها، تحتتأثیر هجوم رسانهها قرار گرفته و جذب گروههای تندرو مذهبی مثل وهابی شدهاند که دشمنی شان با جمهوری اسلامی آشکار است. عده ای هم با گرایش های قومیتی و ملی با ایران مبارزه می کنند، ولی تودۀ مردم و عموم جهان اسلام مصداق این آیه هستند: «فزادهم ایمانا و تسلیما». در ابتدای انقلاب، نیروهای انقلابی به دنبال صدور انقلاب و بیداری اسلامی بودند، اما امروز هر جای جهان از انقلاب اسلامی و مسئولان نظام برآمده از آن استقبال می کنند. با نگاهی به سفرهای رئیسجمهور کنونی ایران به کشورهای مختلف، از استقبال فراگیر مردم آن کشورها از مسئولان جمهوری اسلامی آگاه خواهیم شد که نشان دهندۀ گسترش بیداری اسلامی است.
● آیا بحث هلال شیعی با محتوایی دیگر تعریفپذیر است؟ تهامی: در آغاز صحبتم نکتۀ مهمی دربارۀ هلال شیعی داشتم که عرض نکردم و آن نکته این است که اکنون دیگر اصطلاح هلال شیعی در رسانه ها و زمینه های سیاسی مطرح نیست و درواقع از آن عبور کرده اند. شاهد این مسئله عقبنشینی ملک عبدالله از این اصطلاح بعد از گذشت یک سال از طرح آن است. هلال شیعی یکی از اصطلاح هایی بود که برای طرح ایرانهراسی در منطقه بهکار برده شد. اصطلاح اولی که با هدف ایرانهراسی، برای انقلاب بهکار گرفته شد صادر کردن آن بود. صادر کردن انقلاب اصطلاحی مبهم بود که رژیمهای حاکم عربی و رسانههای غربی روی آن بسیار سرمایهگذاری کردند و حتی صدام حسین خودش را مدافع جبهۀ شرقی کشورهای عرب دانست. بعد از اعدام صدام، در ادامۀ طرح ایران هراسی این موضوع مطرح شد که ایران میخواهد امپراتوری صفوی به منظور طمع ورزی و گسترش قلمرو خود ایجاد کند. بعد از پیروزی مقاومت در جنگ 33 روزه در سال 2006م اصطلاحاتی که در رسانهها بهکار می برند دارای دو محور سیاسی است: 1. از محور ممانعت یا مقاومت که از ایران، سوریه، لبنان و جنبش های جهاد فلسطین ایجاد می شود. بعضی از کشورهای عربی میکوشند رابطه شان با ترکیه قوی تر و محکمتر شود تا گروه کشورهای عربی و ترکیه را در مقابل ایران و همپیمانانش تشکیل، و توازن قوا را تغییر دهند. شیخ قرزاوی در بیانیه ای نسبت به تأثیر مذهبی ایران در منطقه هشدار داده است. این بیانیه در حد خودش اهمیت چندانی ندارد، اما او با این بیانیه می خواست به دیگران بفهماند که حرکت شیعه سازی در منطقه به راه افتاده است؛ 2. طراحان برنامۀ یادشده و درواقع دشمنان جمهوری اسلامی بعد از جنگ 2006م کوشیدند با نوعی جوسازی بگویند تأثیر و نفوذ شیعه در منطقه بیشتر شده است. یکی از اقدامات آنها این بود که با تأسیس پژوهشگاهی در امریکا می خواستند چهره ای مشوش و زشت از حزبالله و ایران برای دیگران نشان دهند. این مسائلی که در رسانه های غربی مطرح می شود نمی توان جدا از جنگی دانست که در اتاقهای سیا اداره می شود.
● بنابراین شما شیعیان منطقه را، بهرغم اختلافاتی که با هم دارند، مستعد حرکت و بیداری در منطقه می دانید؟ غریب رضا: به طور طبیعی شیعه در منطقه رشد کرده است و اگر بستر بیداری و رشد فراهم نبود، طراحان این طرح، آن را اجرا نمیکردند. تشیع بعد از انقلاب اسلامی هویتی جدید پیدا کرد. طی سالهای متوالی و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شیعه مذهبی خارج از اسلام معرفی و تکفیر می شد. علامه آقا بزرگ تهرانی در مقدمۀ کتاب «الزریه فی تصانیف شیعه» نوشته است: انگیزۀ من از نوشتن این کتاب یک دایرةالمعارف کتاب شناسی شیعه است؛ زیرا فلان شخصیت نوشت که اصلاً شیعیان کتابی برای عرضه کردن ندارند. چهارده قرن از عمر تشیع میگذرد و طی این مدت علمای شیعه کتاب ارزشمند بسیاری نوشته اند، اما چون عدهای از آنها اطلاع ندارند، فکر می کنند تشیع مذهب و مکتبی است که حرفی برای گفتن ندارد. این بیداری که بعد از انقلاب در شیعیان ایجاد گردید باعث گسترش شیعه شد. البته این نکته را باید گفت که نگاه امام خمینی فرامذهبی بود و اگرچه با استفاده از ارکان قدرتآفرین و تحرکآفرین تشیع را احیا کرد، فعالیت او فقط به شیعیان محدود نمیشد و جهان را دربرمی گرفت و همه را در خط مبارزه با استکبار بسیج می کرد؛ البته طبیعی است که حرکت ایشان سرانجام به نفع شیعه تمام میشود و سبب بیداری شیعیان در منطقه و گسترش این مذهب خواهد شد. وقتی روشنفکران و جوانان اهل سنت میدیدند مذهبی که سالیان سال از آن چهرهای سیاه و زشت می ساختند در مقابل سکولاریسم حکومت دینی ایجاد کرده است طبیعی بود که ریشههای مذهبی این تحول سیاسی را بررسی میکردند و این گونه است که اکنون با پدیدهای در جهان اهل سنت روبهرو هستیم به نام تشیع سیاسی. این تشیع زاییدۀ انقلاب اسلامی ایران است. یکی از مصداقهای تشیع سیاسی جنبش اسلامی حماس است که گرایش اعتقادی رسمیاش مذهب سنی است، ولی عاشورای شیعی را الگوی سیاسی خود قرار داده است. علاوه بر تشیع سیاسی، تشیع مذهبی هم جریان تازهای را به راه انداخته است. اگر سایت ها و کتاب های نوشیعیان (مستبصرین) را ببینید متوجه میشوید که آنها بدون تبلیغ ما به این اندیشه رسیده اند. رفع شبهات و تبیین هویت واقعی مذاهب حق همۀ پیروان مذاهب است و نه به معنای تبلیغ، بلکه به معنای دفاع است. ما در دفاع مذهبی ضعیف بوده ایم چه برسد به تبلیغ؛ اینکه می بینیم موجی از نوشیعیان در جهان بهوجود آمده به دلیل حرکت خود آنها به سمت تشیع ایران بوده است و این نکتۀ بسیار ظریفی است. شیعیان ایران در نهادهای تبلیغی خودشان، مثل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مجمع تقریب مذاهب، از نظر اداری بسیار ضعیف عمل می کنند؛ به همین دلیل است که میگویم متهم کردن آنها به شیعه-سازی واقعیت ندارد. بنابراین بعد از انقلاب اسلامی سه جریان از نظر مذهبی بهوجود آمد: 1. بیداری شیعیان؛ 2. گرایش برخی روشنفکران و عالمان آزاداندیش اهل سنت به مذهب شیعه؛ 3. جریان تشیع سیاسی در بین اهل سنت.
● آقای تهامی شما جنگ مناطق شمالی یمن با عربستان و رویدادهای آن را هماهنگ با مسئلۀ ترویج شیعههراسی میدانید؟ تهامی: دربارۀ این جنگ بیشتر کار تبلیغاتی شده و حقایق دگرگون گردیده است. این دگرگونی حقایق را بیشتر رسانههای بیگانه انجام دادهاند. در اصل، این جنگ انگیزۀ مذهبی ندارد و دلیل آن سیاست های خود کشور یمن است؛ زیرا نظام پیر آنها دیگر نمی تواند مسائل کشور را حل کند؛ مسائلی مثل بیکاری، بیسوادی، مشکلات اجتماعی و... . خواسته های حوثیه برای همگان مشروع و در حد خواسته های شهروندان عادی بود. حوثیها خواستار توسعۀ یکسان در سراسر کشور، چه از نظر بهداشتی و چه از نظر فرهنگی بودند و می خواستند دولت برای توسعۀ این منطقه اهتمام ورزد. از نظر مذهبی خواستۀ آنها این بود که اجازه دهند عقاید خودشان را در مدرسههایشان تدریس کنند، در مسجدها امام جماعت خودشان را داشته باشند و از نفوذ وهابی ها جلوگیری شود. از نظر سیاسی هم آنها به دنبال مبارزه با صهیونیسم و امریکا بودند. به همین دلیل نظام حکومتی یمن نپذیرفت که با این گروه شیعه گفتوگو کند و به مقابلۀ نظامی با آنها روی آورد؛ این گونه بود که جنگ داخلی در یمن بهوجود آمد که سبب مسائل دیگری شد و دولت ایران به مداخله در امور داخلی این کشور متهم گردید و عربستان به همین بهانه در این جنگ مداخلۀ نظامی کرد. به عبارت دیگر دولت یمن وقتی نتوانست به سرعت این جنگ را تمام کند ایران را به پشتیبانی از حوثیها متهم کرد و بدینترتیب این مسئله را از مشکلی داخلی به مشکلی منطقه ای تبدیل نمود.
به نقل ازباشگاه اندیشه
|
|