بسم الله الرحمن الرحيم
درنگی باید کرد...

حمیدرضا غریب رضا
خبر به سرعت در رسانه های فارسی منتشر شد و موجی از شگفت زدگی و تنفّر را نسبت به گوینده به وجود آورد. شخصی به نام «ساری عزام» در سایت «المجتمع السعودی» به نقل از روزنامه دیراشپیگل آلمان مدعی شده بود یکی از عالمان دینی عربستان به نام آقای شیخ محسن العواجی، بیان کرده: اگر کشور دیگری وظیفه بمباران ایران را به عهده نمی گیرد، اسرائیل باید ایران را بمباران کند!
به عکس شیخ العواجی که در کنار خبر منتشر شده بود نگاه کردم، چهره منطقی و مودبی داشت. به تناسب فعالیت های فرهنگی ام، مقالات زیادی در ترویج ایران هراسی را مطالعه کرده ام، ولی چهره این آقا شبیه نویسندگان این مقاله ها نبود.

به سراغ سایت گوگل رفتم. در بخش عربی گوگل «محسن العواجی» را جستجو کردم. صفحه او در ویکی پدیا پیدا کردم. تردیدم بیشتر شد. چطور شخصی که تأسیس کننده دو سازمان ضد صهیونیستی، همچنین عضو هیأت علمای مسلمان است، از اسرائیل چنین درخواستی کرده باشد؟
در نتایج جستجوی گوگل دقت بیشتری کردم تا با آثار و شخصیت این آقا بیشتر آشنا بشوم. لینک صفحه شخصی ایشان توجهم را جلب کرد. سایتش را باز کردم. در صفحه اول سایت بیانیه ای چشمم را نوازش داد. خود آقای العواجی بیش از همه از این خبر بهت زده شده بود. اصل ماجرا را تکذیب کرده بود.
http://mohsenalawajy.com/ar/index.php?option=com_content&view=article&id=112:-q-q&catid=3:2009-12-05-13-21-00&Itemid=7#comments
در بیانیه ایشان، ترویج چنین تهمتی به اسرائیلی ها منتسب شده و بیان کرده بود: من در جنگ های اخیر اسرائیل علیه لبنان و غزه بر خلاف نهادهای رسمی عربستان از مقاومت حمایت کردم.
او گفته بود: هر قدر هم با ایران اختلاف نظر داشته باشم ولی چگون ممکن است به دشمنی که جهاد علیه او واجب است توصیه کنم به برادرانم در جمهوری اسلامی ایران حمله کند؟!
العواجی نوشته بود این برخورد صهیونیست ها عزم من را در روشنگری علیه اسرائیل جزم تر کرد.
در پایان این بیانیه اظهار داشت: از کسانی که این تهمت را باور کرده اند خواهش می کنم، تقوا بورزند، به خود برگردند و حسن نظر را رعایت کنند. سپس این آیه شریفه را بیان کرده که «لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بأنفسهم خيراً وقالوا هذا إفك مبين» (آيا سزاوار اين نبود كه شما زنان و مردان با ايمان، هنگامى كه از منافقان چنين بهتانى شنيديد، حسن ظنتان درباره يكديگر بيشتر شده و گوئيد كه اين دروغى آشكار است؟ !)
هر چند انتشار چنین اخباری از طرف رسانه های غربی ضد اسلام و ایران مساله جدید و عجیبی نیست ولی درباره این داستان نکات زیر به ذهنم رسید:
1. جریان تفرقه بسیار محاسبه شده گام بر می دارد. از سویی جنایت زاهدان و کشتار مردم بیگناه در مسجد جامع این شهر را طراحی می کنند، و از سوی دیگر به سراغ چهره های معتدل و ضد صهیونیست جهان اسلام رفته تلاش می کنند با انتساب چنین اظهاراتی به ایشان، به چند هدف برسند:
* به مساله وحدت اسلامی ضربه بزنند و ادعا کنند که شخصیت هایی چون العواجی خواهان از بین رفتن ایران به دست اسرائیل هستند، دیگر چرا از تقریب مذاهب و وحدت اسلامی دم می زنید؟
* شکی نیست که چنین خواسته ای از اسرائیل سخن دل برخی «حاکمان سازشکار» و بلکه خیانتکار کشورهای عربی است. رسانه های غربی برای فرافکنی و برداشتن فشار افکار عمومی از هم پیمانانشان تلاش می کنند، این رویکرد خیانتکارانه را به رهبران دینی معتدل جهان اسلام نسبت دهند.
* می کوشند نمادهای ضد صهیونیستی را انسان هایی غیرمنطقی و خیانتکار جلوه دهند.
* افکار عمومی ایران را نسبت به پشتیبانی دولت از مقاومت تحریک کنند و رواج دهند کسانی که سازمان ضد صهیونیستی تأسیس کرده اند، این گونه با ایران دشمنی می کنند، چرا باید به مقاومت کمک کنیم؟
1. آقای العواجی عضو هیأت علمای مسلمان است که آقای قرضاوی ریاست این هیأت را به عهده دارد. با این که آقای قرضاوی، پیشتر نسبت به رشد تشیع در کشورهای اهل سنّت، سخنان جنجال برانگیزی مطرح کرده، ولی همیشه از جمله همان دوره، حمایت سیاسی از ایران را در مقابل آمریکا و اسرائیل خط قرمز خود دانسته است. در یکی از گفتگوهای خود در شبکه الجزیره به صراحت بیان کرده بود اگر اسرائیل یا آمریکا بخواهد به ایران حمله کند، حکم جهاد خواهد داد.
2. حساسیت رسانه های داخلی نسبت به موضوع ایران هراسی قابل تقدیر است ولی باید اعتراف کنیم که آشنایی ما با نخبگان جهان اسلام و جریان های اسلامی معاصر اندک است. همین اطلاعات ناکافی ما باعث می شود به راحتی درباره شخصیت های مثبت و همسو قضاوت منفی داشته باشیم و درصد شایعه پذیری مان بالا برود.
3. خبر در رسانه های داخلی در همان روزی منتشر شد که بیانیه تکذیبیه ایشان در سایتشان منتشر شده بود. تعهدات حرفه ای در رسانه حکم می کند، در مورد اخبار جنجال برانگیزی از این دست، تحقیق و بررسی کافی انجام شود. اعتماد به نقل خبرگزاریها در چنین مواردی اشتباه حرفه ای بزرگی است.
4. پیچیدگی شیوه ها جنگ نرم، ضرورت دقت و التزام بیشتر به «تقوای رسانه» را برایمان روشن تر می کند. در مسائل داخلی و خارجی باید با سعه صدر، بررسی همه جانبه موضوعات اقدام، از اتهام سریع و نسنجیده دیگران پرهیز کنیم. درباره دشمنان نیز باید با انصاف برخورد کرد تا چه رسد به دوستان. مطالعه داستان ولید بن عقبه که به آیه نبأ معروف شده(حجرات:6) همچنین بررسی داستان افک در قرآن (نور: 20-11) در این زمینه بسیار پندآموز و کاربردی است.