
يك سال قبل از اين كه وارد حوزه بشوم رفتم پاي سخنراني يكي از علماي شهرمان اهواز. مسوول يكي از حوزههاي علميه شهر اهواز است. طلبه خوش برخورد و فاضلي است.
سخنراني ايشان در ابتداي سال تحصيلي براي جواناني بود كه تازه به حوزه وارد شده بودند. بحث درباره نگاه و توقع مردم از روحانيها بود و اين كه مردم براي همه كاري به طلبهها مراجعه ميكنند شما طلبهها هم بايد شخصيت جامعي باشيد و سعه صدر داشته باشيد و .... به خاطره جالبي از خودشان اشاره كردند:
نيمههاي شب بود ساعت از دو بامداد هم گذشته بود. با صداي شديد در خانه از خواب پريدم. سرآسيمه به سمت در آمدم. طرف مثل كسي كه قاتل دنبالش افتاده باشد، محكم به در ميكوبيد.
در را باز كردم رنگ از چهرهاش پريده بود. معلوم بود خيلي ترسيده و به خانه ما پناه آورده.
پرسيدم چه شده اتفاقي افتاده؟
با لهجه شوشتري غليظ جواب داد:
آقا جن اومس مين حموم خونمون تنبك زنه تنو خدا بيو كنش در(يعني: جن آمده داخل حمام خانه ما تو را به خدا بيا بيرونش كن!!)
انگار يك سطل آب روي سرم خالي كرده بودند. گفتم: خدا خيرت بدهد. پدر جان آخر اين نصف شبي جن از كجا به خانه شما آمده؟ آخر من را چه كار به جن؟ من كه جن گير نيستم.
آن بنده خدا هم جواب داد: نه تو آقايي وا آيي كنيش در نمبوه(يعني: نه شما آقا هستيد. بايد بياييد بيرونش كنيد. نميشود!)
خلاصه از من انكار و از اين بنده خدا اصرار.
نتيجه اين كه آمادگي همه نوع برخورد را بايد داشته باشيد. از روحاني توقع دارند بحرانهاي اصلي سياسي كشور را حل كند؛ مشكل قضايي و حقوقي را درمان كند؛ پيچيده ترين شبهات اعتقادي را پاسخگو باشد؛ مساله شرعي بگويد و .... بايد خودتان را براي مسووليتي كه قبول كردهايد آماده كنيد.