در حال حاضر مشکلی در برنامه رخ داده لطفا با مدیر تماس بگیرید.
بسم الله الرحمن الرحيم


حميدرضا غريبرضا
چند سال بود كه استاد «مطر» را نديده بودم. يك ترم از دوره مكالمه عربي را در مدرسه معصوميه قم پيش ايشان خوانده بودم. مثل اسمش «باران» بود: پرذوق و باطراوت. مطر در زبان عربي به معناي باران است. چهار راه بيمارستان منتظر تاكسي بودم ميخواستم بيايم گلزار كه استاد را ديدم. دستش را گرفتم و آوردمش موسسه. از سفر تبليغي دو سه سالهاش به ماداگاسكار خاطرهها تعريف كرد. از مشكلات آموزشي در حوزه علميهاي كه مسووليتش را به عهده داشت سخن گفت و اين كه مجبور بود براي دروس مختلف هم آموزش بدهد و هم تدوين متون درسي داشته باشد و ...
كتابي را هم براي آموزش عربي معاصر در سطح عالي نوشته بود. روشي شيرين و تأثيرگذار داشت. با استفاده از متون كهن عربي و بازنويسي قصههاي عاميانه، اين كتاب آموزشي را تهيه كرده بود. فايل الكتروني كتاب را به من داد. من هم براي تدريس مكالمه عربي از اين كتاب ارزشمند استفاده كردم. داستان كشف اين دزدي ادبي از اين جا شروع شد:
كتاب با چند داستان كوچك از شخصيت فكاهي جهان عرب به نام «ابوالقاسم الطنبوري» شروع شده بود: حذاء الطنبوري يعني كفشهاي طنبوري. ابوالقاسم طنبوري تاجري بخيل در بغداد بوده. آنقدر خست به خرج ميداد كه حاضر نشده بود بعد از گذشت هفت سال، كفش جديدي بخرد. وصلههاي روي هم كفش را زشت و سنگين كرده بود و ...
وقتي داشتم بخشهاي ابتدايي داستان را ميخواندم با خودم گفتم: چه جالب! چقدر اين داستان شبيه فيلم كفشهاي ميراز نوروز است. دبستان بوديم كه اين فيلم اكران شده بود، از تلويزيون هم پخش شد. فيلم فكاهي خيلي جالبي بود.
ولي اين حالت خيلي دوام نياورد. كمي كه داستان عربي را خواندم فهميدم تشابهي در كار نيست. داستان فيلم كفشهاي ميرزا نوروز، مو به مو دقيقا همان داستان «حذاء الطنبوري» است! متأسفانه بدون اشاره به اصل داستان كه يكي از قصههاي كهن عاميانه در زبان عربي است، سناريو شده و به عنوان نوآوري و ابتكاري در دنياي طنز ارايه شده بود!
كافي است اين دو كلمه را يعني «حذاء الطنبوري» را در گوگل جستجو كنيد دهها صفحه براي شما گشوده ميشود كه داستان به اصطلاح كفشهاي ميرزا نوروز را به زبان عربي براي شما بازگو نموده است.
اين فيلم در سال 1364 به كارگرداني آقاي محمد متوسلاني ساخته شده است و داريوش فرهنگ نويسنده اين فيلم بوده است. آقاي فرهنگ متولد آبادان است. شايد عرب زبان باشد يا بر اثر همزيستي با عرب زبانان ساكن اين شهر، با متون كهن عربي آشنايي داشته باشد.
شايد كم اطلاعي ما از فرهنگ و ادبيات عرب باعث ميشود عدهاي اين گونه زحمات مشهور ديگران را به نام خود تمام كنند.
به هر حال اين گسست فرهنگي كه امروزه متعمدانه هم ترويج ميشود، خطرناك است.