صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سخنراني‌هاي شهيد الحوثي
 
 
عبرت های عاشورا از نگاه شهید حسین الحوثی سخنرانی شهید حسین الحوثی در روز عاشورا چنين حادثهاي را حتي در تاريخ جاهليت هم نشنيدهايم. چه عاملي باعث شد جامعه اسلامي بستر پيدايش چنين مصيبت و حوادث فاجعهباري شود؟ چه عاملي باعث شد كساني كه خود را مسلمان ميناميدند و به اسلام منسوب بودند، چنين فاجعهاي را به وجود بياورند و اينگونه وحشتناك و فاجعه بار عمل كنند؟ سخنراني شهيد حسين الحوثي در روز جهاني قدس پيامبر اشاره مي‌كند امّت اسلامي با يهوديان رودرو نمي‌شود، يهوديان را شكست نمي‌دهد، نقشه‌هاي يهود را خنثي نمي‌كند مگر تحت رهبري اهل‌بيت(عليهم السلام)، كساني كه در مسير علي(عليه السلام) حركت مي‌كنند و ولايت علي(عليه‌السلام) را پذيرفته‌اند، موفق خواهند شد. سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير بسم الله الرحمن الرحيم   سخنراني شهيد حسين الحوثي تاريخ 18 ذي الحجه سال 1423هجري قمري مطابق با 21/12/2002 جشن عيد غدير مكان سخنراني: صعده- مرّان  مترجم: حميدرضا غريب رضا سپاس خدا را كه ما را (به اين نعمت) هدايت كرد و اگر هدايت خدا ...
 
 
 
 
مصاحبه ها
 
 
امام خميني مژده پيروزي مردم مصر را داده بود مصاحبه روزنامه مصری با طلبه ایرانی روزنامه مصری الیوم السابع در مصاحبه با حجت الاسلام حمیدرضا غریب رضا مدیر موسسه گفتگوی دینی در ایران به از سرگیری روابط بین ایران و مصر و...تشيع سياسي در منطقه: قوت يا تهديد شیعیان اقلیتی 10 تا 15 درصدی در جهان اسلام به‌شمار می‌روند، اما در یك هلال جغرافیایی كه از لبنان تا پاكستان امتداد دارد نیمی از جمعیت مسلمانان این منطقه شیعه هستند؛ یعنی نزدیك به 150 میلیون نفر. 90 درصد ایرانیان، 65 درصد عراقی‌ها، 40 تا 45 درصد لبنانی‌ها و بخشی درخور ملاحظه از مردم كشورهای حاشیۀ خلیج‌فارس شیعه‌‌اند. اهمیت این موضوع از آن روست که سران بعضی از کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس طی چند سالی که از اشغال عراق و سرنگونی حکومت صدام می گذرد با عناوین مختلف، از گسترش شیعه با محوریت ایران ابراز نگرانی کرده اند. در میزگردی با حضور دو تن از پژوهشگران مؤسسۀ غیردولتی «گفتگوی دینی» در قم، زمینه ها و دلایل این تعارضات را بررسی کرده‌ایم؛گفتمان استكبار ستيز پارتیزان های لیبرال برای مسخ هویت پویا و شالوده شکن خط امام بین خود تقسیم کار کرده اند: عده ای با استناد به ابعاد عدالتخواهانه تفکر امام، امام را متأثر از شرق معرفی می کنند تا بگویند تفکر امام مربوط به دوران انقلابی گری سوسیال بوده و امروز کارآمدی ندارد. عده ای دیگر هم با استناد به ابعادی که بر کرامت و حقوق انسان تأکید دارد به خیال خود می کوشند که چهره امام و انقلاب را بزک دمکراتیک کنند. هر دو دسته به دنبال ایجاد غفلت تاریخی از الگوی جدیدی هستند که امام و انقلاب برای انسانیت به ارمغان آورده استمباني اعتقادي و سياسي حمايت ايران از ملت فلسطين در گفت وگو با حجت الاسلام حميدرضا غريب رضا پژوهشگر جنبش ها و جريان هاي اسلامي مطرح شد وقتي در ۱۳ رمضان سال۱۳۵۹ امام خميني در پيام مهمي آخرين جمعه ماه رمضان را به نام روز قدس نامگذاري کرد شايد کمتر کسي تصور مي کرد که به زودي فلسطين و قدس به مهم ترين مسئله مسلمانان در دنياي معاصر تبديل شود شيعه‌هراسي؛ اصلي‌ترين ابزار وهابيت در جنگ نرم آمريكا با تحريك وهابيت تلاش می‌كند وهابيت را به اهرم فشاری عليه شيعه تبديل كند و «شيعه‌هراسی» را به شدت در ميان اهل سنت ترويج كند تا مانع گسترش الگوی پويا و انقلابی ايران در سطح جهان شود.
 
 
 
 
دلنوشته ها
 
 
تقوا در فضاي مجازي4: تقوا در فضای مجازی4: از برخی صفحات اینترنتی خوشتان نمی آید ولی خیرشما در آن نهفته و چه بسیارند صفحات اینترنتی که دوستشان دارید ولی جز شر برایتان حاصلی ندارند...تقوا در فضاي مجازي3: تقوا در فضای مجازی3: گاهی مرز میان بهشت و جهنم به اندازه یک کلیک است...تقوا در فضاي مجازي2: تقوا در فضای مجازی: در هنگام چت کردن بدانیم شخص دیگری هست که گفتگوی ما را می شنود و می بیند و از نیت قلب هایمان آگاه است...تقوا در فضاي مجازي1 تقوا در فضای مجازی: و در آن روز هر کامنتی را که در گوگل باز فرستاده باشیم خواهیم دید حتی اگر چند کلمه باشد... و برای هر لایکی که زده ایم باید پاسخگو باشیم...هم انديشي جهاني در كنار يار اغلب کسانی که شرکت کرده بودند حرفشان اين بود، بعضی ها هم به زبان می آوردند: تا به حال نشست و کنفرانس و جلسه زیاد شرکت کرده بودیم ولی این جلسه جور دیگری بود. «هم اندیشی فعالان بین المللی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» رنگ و بوی دیگری داشت. از کلاس گذاشتن های بی خود و تشریفات روتین همایش ها خبری نبود. خودمانیم کمی هم از این طرف افتاده بودند برنامه ها با آنچه از قبل اعلام شد، تفاوت هایی پیدا کرد نظم و نسق خاصی نداشت ولی هرج و مرج خلاقی بود که سازنده بود... خوش آمدي دلاور منتظرت بوديم! برای کامران نجف زاده صدای ما را از ایران می شنوید. اینجا ایران است مهد شیرمردانی که در جبهه رسانه هنوز هم بسیجی مانده اند. این جا سرزمینی است که خبرنگارانش آمریکا را عصبانی کرده است و آمریکا از شدت عصبانیت از دست شان در حال مرگ است و نمی تواند آن ها را تحمل کند.
 
 
 
 
ترجمه ها
 
 
توحيد عربي و شرك ايراني در سايه افشاگري‌هاي ويكي‌ليكس آنچه در پی می‌آید مقاله‌ای به قلم استاد «ابراهیم الخلیفه» یکی از نواندیشان منتقد عربستانی در عرصه مسائل دینی و سیاسی است. ایشان، مقالات دیگری در نقد تکفیر مسلمانان از سوی گروه‌های مذهبی رادیکال عرب و همچنین درباره محاکمه حاکمانی که با قهر و غلبه روی کار آمده‌اند، نگاشته است. ایشان در این مقاله که در نشریه «العصر» منتشر شده، با استفاده از زبان طنز کوشیده خیانت حاکمان کشورهای عربی را در تعامل با آمریکا و اسرائیل به‌خوبی نمایش دهد و عنوان کند که حکومت‌های سازشگر چگونه برای فریب مردم و غافل کردن توده‌ها از این خیانت تاریخی، فتنه‌گری مذهبی می‌کنند و ایران را به شرک متهم می‌سازند! جريان هاي اسلامي در لبنان بسم الله الرحمن الرحیم بررسی سریع صحنه فکری و فرهنگی لبنان نویسنده: استاد حیدر حب الله مترجم: حمیدرضا غریب رضا ترجمه به سفارش پژوهشگاه بین الملل جامعه المصطفی العالمیه درآمد: شاید خلاصه گویی درباره صحنه فرهنگی و اندیشه اسلامی که لبنان د...بحران طلاق در میان سربازان آمریکایی   منبع: سایت حزب العمل ترجمه: حمیدرضا غریب رضا منتشر شده در نشریه الکترونی چارقد گزارشی آمریکایی افشا نمود زنانی که به عنوان سرباز در ارتش آمریکا به کار گرفته شده اند، از مشکلات فراوانی از جمله طلاق رنج می برند. علّت پیدایش این بحران، مشارک...زني مسلمان در پايتخت مه آلود! صبح بعد از دیدار با برخی مسوولان سیاسی انگلستان به دفترش در شرق لندن برمی گردد و از وضعیت کارکنان نشریه ای که ریاست آن را به عهده دارد، اطلاع پیدا می‌کند. سارا یوسف سردبیر نشریه «امل» است. سپس به خانه می‌آید تا به وضعیت سه فرزندش رسیدگی کند. تحلیلی بر آزادسازی بیست نفر از اسیران زن فلسطینی يک لحظه طاعت خدا از همه دنيا ارزشمندتر است منا عبدالغني مصاحبه سايت عربيات با خانم مني عبدالغني ترجمه: حميدرضا غريب رضا منتشر شده در نشري? الکتروني چارقد  72 ساعت بيشتر طول نکشيد که زندگي مُنا متحول شد... برادرش حجاب را به او پيشنهاد کرده بود... فرياد زد: نه!! من هنرمندم، ارتباطاتم ...
 
 
 
 
 
 
 
  • سيد الشهداء در شعر معاصر فلسطين  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  •  

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یا کربلاء تلمّسي وجهي

    سید الشهداء در شعر معاصر فلسطین

     

    منتشر شده در شماره8 نشریه راه

    منبع: نشریه الانتقاد
    ترجمه با اندکی تصرف: حمیدرضا غریب رضا

    تاریخ منبع سرشاری برای الهام شعری است. شاعر با حضور یا حاضر کردن خود در روح جاری دورانش، آشکار می شود و گذشته اش را بر اساس نگاهی انسانی و معاصر تولید می کند. از این راه دردهای فردی یا اجتماعی را نمایان می سازد و آرمان ها و آرزوهایش را مطرح می کند. بر اساس نگاه شعر معاصر، گذشته در حال قرار دارد و بر اساس رابطه ای دو سویه، متمم آن می باشد.

    شاعران و به ویژه شاعران فلسطینی، در متون شعری خود، با هدف آفرینشی انسانی و نه با هدف تقدّس گرایی، از شخصیت های تاریخی بسیار استفاده می کنند. هر چند برخی از این شخصیت ها مقدس هستند ولی هدف شاعر زندگی با حقایق، در تجربه ای انسانی و معاصر است.

    شخصیت امام حسین (علیه السلام) و واقعه کربلا، تراژدی قهرمانی است که برای دگرگونی تمدنی در جامعه عربی و اسلامی تلاش می کند، شخصیتی که از تمامی چارچوب های دوران اموی  به سوی همه تکاپوهای انسانی گذر کرده است. مواجهه خشن و قلع و قمع این انقلاب باعث شد اهداف کوتاه مدت انقلاب حسینی محقق نشود زیرا این حرکت بسیار فرهیخته تر از آن بود که با واقعیت های فاسد و پوسیده سازگار شود، ولی استمراری بودن وظیفه این انقلاب باعث شده در بسیاری از حقایق جاری جهان اسلام و عرب در فلسطین، عراق، و دیگر بخش های امت اسلامی و جهان حضور داشته باشد.

    قهرمان این واقعه تاریخی بزرگ، عمیق و مؤثّر، بعد از این که مردم از یاری او کنار کشیدند، تنها در میدان مبارزه باقی ماند. برخی نزدیکان و دوستان نیز یاریش نکردند. این واقعیت گویه ای است مشابه حالت منفی حاکم بر امروز امّت و رها کردن یاری حق در دوران معاصر. این گونه بود که این دعوت کننده، شهید عشق گردید.

    این نام قصیده ای است که در آن «سمیح قاسم» از نقشی که امام حسین(علیه السلام) در کربلا ایفا کرده بهره برداری می کند. کربلا در این قصیده به عنوان نماد خون جاری عرب در جسم عراق نمایان شده است:

    فی عقر دارک جزّ الروم ناصیتی               در وسط خانه ات، رومی ها، پوست سرم را کندند

    و جاوزت خیلهم أبواب حطین                              و اسبهایشان از دروازه های حطین عبور کرد

    لکنّ ظلم ذوی القربی اشدّ علی                             ولی ستم به خاندان پیامبر برای روح زخمیم

    روحی  الجریحه من ظلم یقاوینی                          سخت تر از ستمی است که بر من می رود

    ما کربلاء! و فی بغداد نازفه                                   کربلا چیست! خونی که در بغداد جاری شده

    دماء شعبی من حین الی حین                                خون ملّتم که لحظه به لحظه روان می شود

    فما أقول اذا استنطقت عن وجعی                            چه بگویم، وقتی که از درد به سخن می آیم؟

    و الجرح جرحی و السکین سکینی                         که زخم، زخم من و چاقو، چاقوی من است

    و یوم یزحم وجه الموت ذاکرتی                           و روزی که ازدحام چهره مرگ در خاطرم می آید

    أبکی عراقی أم أبکی فلسطینی؟                             برای عراقم بگریم یا برای فلسطینم؟

    شاعر فقط به اشاره به این واقعه تاریخی و حوادث مصیبت بار آن اکتفا نمی کند. بلکه مضامین معاصری را نیز مطرح می کند. کشتن انسان را جرم بزرگی معرفی می کند که در بستر تاریخی کربلا اتفاق افتاده و همچنان در دنیای امروز نیز در حال اتفاق افتادن است. همان امّتی که حسین(ع) را کشت، امروز فلسطین و بغداد را می کشد و اینان همان کسانی هستند که شمشیر جدّ حسین را بیرون کشیده اند تا ارث نبوت و حقیقت را بکشند. دیروز غاصبانه این شمشیر را از نیام بیرون کشیدند و امروز نیز همان شمشیر را برای ریختن خون فلسطین نشان می دهند.

    «معین بسیسو» مقتل امام حسین(ع) را در قصیده ای به نام «القمر ذو الوجوه السبعه»(ماه هفت چهره) به نمایش می کشد. صحنه ای اعتراض آمیز را نشان می دهد و منافقان را محکوم می کند. منافقانی که در کنار حسین(ع)  و در حمایتش شمشیر کشیدند و آتش جنگ را شعله ور کردند ولی با شروع نبرد، قصیده های نوشته بر شمشیرهایشان را در مدح و ثنای قاتلان حسین(ع) نشان دادند.

    بسیسو می نویسد:

    تموت فی الخریف مره                                                    در پاییز یک بار می میرد

    و فی الربیع مرتین                                                            و در بهار دو بار

    یستیقظ الشتاء فی غصونها                                                             زمستان در شاخه هایش بیدار می شود

    و یأکل الیدین                                                                 و دو دست را می خورد

    رأیته فی کربلاء                                                              در کربلا دیدم او را

    تحت رایه الحسین                                                           زیر پرچم حسین

    صهیل سیفه مع الحسین                                                    شیهه شمشیرش با حسین بود

    و فوق سیفه قصیده منقوشه                                               ولی روی شمشیرش قصیده ای نقش بسته بود

    فی مدح قاتل الحسین                                                       در مدح قاتل حسین

    بسیسو واقعه های تاریخی را نه فقط با هدف ترسیم فاجعه، که به جهت روشنگری درباره خیانت و فرصت طلبی شاعران و رسانه های معاصر  و رها کردن ارزش ها و خودفروختگی آنان به کار می گیرد. اعتراض می کند که چرا شعر و نثر و رسانه، صداقت خود را از دست داده و مواضع انسانی ارزشمند را تباه کرده است. حقیقت این است که دیدگاه ها و مواضع رسانه امروز، زشت و چندش آور است، زیرا فریاد باشرافتی در مقابل شکست و مرگ بر نمی آورد.

    شاعر در اشاره های کربلایی خود در شعر «العوده الی کربلاء» (بازگشت به کربلا) این واقعه را مستمر تا حوادث معاصر دنبال و شعرش را این گونه آغاز می کند:

    آت و یسبقنی هوانی                                                        می آیم و ذلّتم از من پیشی می گیرد

    آت و تسبقنی یدای                                                         می آییم و دستانم از من جلو می زند

    آت علی عطشی و فی زوادتی ثمر النخیل                           تشنه کام می آیم و در توشه ام خرما دارم

    فلیخرج الماء الدفین الی و لیکن الدلیل                               باید آب نهفته را بیرون بیاورد و راهنما باشد

    یا کربلاء تلمّسی وجهی بمائک تکشفی عطش القتیل           ای کربلا! با آب گوارایت چهره ام را نوازش کن تا عطش کشته را ببینی

    و تری علی جرح الجبین أمانه تملی خطای                         آن گاه بر زخم پیشانی، امانتی را می بینی که گام هایم را هدایت می کند

    شاعر در این ابیات، مصیبت حسین را مجسم می کند و کربلای روح و زیبایی مرگ را که شیفته و عاشقش گشته، فریاد می کند. با هدف پاک شدن و فداکاری به سوی مرگ می رود تا به لحظه حقیقت نزدیک شود و حقیقت، گام هایش را هدایت کند. این مصیبتی است که معادل معنایی را برای انسان فلسطینی باز سازی می کند. انسانی که از سوی دوستان رها شده و به آتش قتلگاه وارد شده است، انسانی که خون خود و خانواده اش فوران کرده همان گونه که جوشش خون  حسین و خانواده اش را در کربلا دیده است.

    این جا نماد کربلای فلسطین: رنج، تشنگی، محاصره، خشم و مصیبت است. جستجو برای آب در زمانه تشنگی است. با وجود بسته بودن و سختی های راه، به کربلا رسیده و حسین را تنها در معرکه یافته است، در حالی که دیگران خرما میان خود تقسیم می کنند!! اینها همان کسانی هستند که فلسطینی معاصر را تنها گذاشته اند. این جاست که ذهن، مصیبت ها و زخم های تاریخ را به یاد می آورد. مرگ بر فلسطین تحمیل شده تا زنده شود همانگونه که به امام حسین تحمیل شد تا همواره قهرمان تراژدی تاریخ باقی بماند. این گونه است که امام در هر زمان و مکانی تأثیر گذار است و پیوستگی حضور و شدن وجودی را در دست دارد.

    «متوکل طه» در شعرش با نام «ما لم تقله العرّافه للرئیس» (آنچه کاهن به رئیس جمهور نگفت) با استفاده از شیوه دور، از شخصیت امام حسین(ع) استفاده می کند:

    أبشرکم بالبلد                                         بشارت می دهم شما را به سرزمین

    و لا أی شیء بهذا البلد                             به هیچ چیز از این سرزمین

    سوی القتل سیّده و القود                           جز قتل آزادگان و بردگانش

    و أنّ الذی سوف یبقی                              و آن که زنده می ماند

    سیقتله ذله و الکمد                                  ذلّت و غصه می کشد او را

    یقول: لماذا دماء الشوارع تسطع للآخرین     می گوید: چرا خون خیابان ها برای دیگران پرتاب می شود

    و کل قتیل هنا کربلاء تنوح                      و هر کشته ای اینجا کربلایی است نوحه گر

    و عنوان رعب                                         و سرلوحه ترس دشمن

    و أصل الکبد                                          و حقیقت مصیبت

    شاعر ضرب آهنگ قرآنی، را برای ترسیم صحنه دراماتیک کشتار فلسطینیان- امام حسین(ع) برگزیده و چهره اشراقی به شعر داده که در آن خون در راه ها، کوچه ها و صحرا، مشابه هم جریان دارد. این واقعیت در ضرورت برانگیختن ملت فلسطین ریشه دارد. شاعر می کوشد از زیر آوار نکبت ها و هلوکاستی که صهیونیست ها علیه این ملت بی دفاع به وجود می آورند روح حسینی را در پروسه دوسویه مظلومیت- برانگیختن الهام بگیرد.

    شاعر در متن خود از روش متداول خارج می شود و از کلمه «بشارت می دهم» استفاده می کند. چنان که به نظر می آید، اینجا جای بشارت دادن نیست. هدف شاعر این است که خواننده همانگونه که حجم بالای مصیبت را می بینند به همان اندازه از توان انقلاب حسینی و از کارکرد خون، اشک، نوحه و تحریک همّت ها برای بازسازی امّت و انقلاب در مساحت انسانی شگفت زده گردد.

    هنگامی که زبان شکسته می شود، پیوند محقق می شود و دوران فلسطین با عصر حسین در هم می آمیزد. این خود اشاره ای است به پیروزی خون مظلوم بر شمشیر طاغوت و بربادرفتن آنانی که فلسطین را تنها گذاشته اند.