بسم الله الرحمن الرحیم
منتشر شده در شماره هشتم نشریه راه
اشاره: «آنفلانزای تشیع در فلسطین» در اصل تیتر مقاله یکی از دشمنان وهابی حماس است که در مطبوعات عربی منتشر شده است. جالب است که برخی همدستان انجمن حجیتیه ای وهابیت در ایران که ید طولایی در هنکاری برای پیشبرد پروژه انگلیسی ها در منطقه دارند، تلاش می کنند تا از این سو اقدام دوستان وهابیشان را تکمیل و محاصره مقاومت را کامل کنند. این مقاله سابقه تاریخی «جریان تفرقه» در موضوع فلسطین و نیز واکنش علمای برجسته تشیع نسبت به آن را بررسی کرده و اطلاعات جالبی در مورد نشانه های اهل بیت در سرزمین غزه و ارادت فلسطینی ها به انقلاب اسلامی ارایه می کند.
درآمد
یکی از راهکارهای کهنه و رایج جبهه تفرقه، برای تقویت دشمن، تهمت زدن به دوستان و رواج تصورات بی اساس در قالب «شایعه» است. چون همگرایی و وحدت همیشه به ضرر دشمن بوده است، بازار شایعه و «افک» از زمان پیامبر(ص) تا امروز، همواره گرم بوده است.
با توجه به وجود حساسیت های مذهبی در جهان اسلام و ظرفیتی که دشمن برای ایجاد تفرقه با استفاده از این حساسیت ها شناخته است، رواج شایعات مذهبی، رونق بیشتری داشته است. طبیعی است اگر پیروان مذاهب یکدیگر را کافر بدانند، وحدت داشتن با یکدیگر را بی معنا خواهند دانست، در این صورت نسبت به سرنوشت سیاسی یکدیگر، اشغال کشورهای اسلامی به وسیله دشمن بیگانه، زنده ماندن یا قتل عام پیروان مذاهب بی تفاوت خواهند بود. «کافر معرفی کردن» مسلمانان یکی از مهمترین شایعات در دهه های اخیر بوده است. جریان تفرقه می کوشد، برای ضعیف کردن جهان اسلام، شیعیان را «رافضیان» کافر و اهل سنّت را «نواصب» کافر معرفی کند.
مقاومت، میانه پتک و سندان
در این میان مساله فلسطین و همگرایی اسلامی میان شیعیان و اهل سنّت برای آزاد سازی قبله نخست مسلمانان، باعث شده، صهیونیست ها تحرّکات تفرقه گرای خود را بیشتر کنند، از سویی فلسطینیان را از خطر «گسترش تشیع» بترسانند و چهره مبارزان فلسطینی مرتبط با ایران را به عنوان «مزدوران ایران» و «گسترش دهندگان تشیع در فلسطین» تخریب کنند و از سوی دیگر به ایرانیان و شیعیان این گونه تلقین کنند که فلسطینی ها، ناصبی و دشمن اهل بیت(ع) هستند نه تنها نباید به آنان کمک کرد بلکه این اراده خداست که ظالمان را به جان ظالمان بیاندازد و توسط یهود، فلسطینیان ناصبی بدتر از یهود از بین بروند!!
در این مقاله کوشیده ایم، ریشه ها، انگیزه ها، تاریخ و گونه های مختلف این تهمت ها را رصد کنیم.
پیشینه عالمان شیعه در مبارزه با اسرائیل
شاید ناآگاهان به تاریخ گمان کنند که امام خمینی نخستین عالم بزرگ شیعی است که با صهیونیست ها مبارزه و در مقابلشان چون کوه استوار، ایستادگی کرده است. این گونه نیست. امام خمینی حلقه ای از زنجیره عالمان مجاهد و بیدار شیعه بوده که با حفظ باور استوار مذهبی خود، عمیقا درک کرده اند که خطر صهیونیست نه تنها اسلام را که تمامی بشریت را تهدید می کند و برای مقابله با آن، باید تمامی آزادگان و مستضعفان جهان را بسیج نمود. جالب این است: عالمانی که بیشتر به تشیع خدمت کرده اند و در خلوص اندیشه شیعی آنان هیچ تردیدی نیست، بیشترین حمایت و مجاهدت را در راه فلسطین انجام داده اند. در مقابل متعصبانی که از از دانش و معنویت ناب تشیع بهره ای نداشته اند، تفرقه گرا بوده، فلسطین را رها کرده اند. هیچ کدام از مراجع تقلید مجاهد شیعه، دغدغه ناصبی بودن فلسطینیان را نداشته اند بلکه بارها بر مسلمان بودن این مجاهدان تاکید کرده اند:
علامه شرف الدین که مرد میدان گفتگوهای مذهبی بود و برفراز قله ادب و اندیشه ورزی «المراجعات» نشسته است، جزو نخستین عالمانی بود که در جهان عرب، از روند مهاجرت یهودیان به فلسطین ابراز نگرانی کرد. او مسوولیت این بحران را بر دوش دولت انگلیس دانست که تصمیم گرفته بود با استفاده از خلاء فروپاشی دولت عثمانی، پای استواری برای خود در قلب جهان اسلام ایجاد کند. سید شرف الدین از دولت های جهان خواست که با اعتراض و فشار به بریتانیا جلو پیش روی صهیونیست ها را بگیرند.
علامه کاشف الغطاء که نامه او به پادشاه آل سعود در نقد اندیشه های تکفیری محمد بن عبدالوهاب، مشهور است، در عرصه دفاع از فلسطین و مبارزه با اسرائیل پیشرو بوده است. ایشان سفرهای فراوانی به کشورهای اسلامی داشت و با دیدار با صاحب نظران تلاش داشت امواج بیداری و آگاهی اسلامی را نسبت به توطئه های غرب خروشان تر کند. در یکی از سفرهای تاریخی خود به فلسطین در سال 1350 هجری قمری در همایشی که در شهر قدس به مناسبت میلاد پیامبر اعظم(ص) برگزار گردید، شرکت کرد و با سخنرانی موثر خود درباره علل انحطاط مسلمانان و ضرورت پرهیز از دوگانگی و خطر نوین جنبش صهیونیست برای تسلط بر جهان اسلام، سخن گفت و پس از آن از شهرهای حیفا، نابلس و یافا دیدن کرد. بعد از تشکیل دولت اسرائیل و شکست ارتش های عربی هم زمامداران کشورهای اسلامی را به جرم کوتاهی در مبارزه و بسیج عمومی مردم، محکوم کرد. ایشان دعوت رئیس انجمن آمریکایی دوستداران خاورمیانه را برای شرکت در کنگره بررسی راه کارهای همکاری اسلام و مسیحیت رد کرد و طی نامه ای مشروح و سرگشاده به نام «الکلمه العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون» ثابت کرد که فتنه اصلی برای همه ادیان و مذاهب، آمریکا و غرب است نه الحاد شرق.
آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی یکی از فقهای نجف اشرف نیز مانند علامه کاشف الغطاء در راه عزت مسلمانان و دفاع از فلسطین سفرهای زیادی به کشورهای اسلامی داشت. ایشان هم به دلیل این خدمات به سنی بودن متهم شد! در حالی که دیدارهای ایشان باعث خدمات شایانی به شیعیان در برخی کشورهای عربی شده بود. ایشان به دعوت سید امین حسینی مفتی فلسطین به کشور سفر کرد و سخنان پرشوری را بیان کرد به گونه ای که مفتی فلسطین بعد از سخنرانی ایشان گفت: «سود این درس شما در مسجد الاقصی برای فلسطین و عرب و مسلمانان، بهتر از صدهزار سپاهی آماده کارزار بود.»
آیت الله حکیم نیز یکی دیگر از مراجع نجف بود که با ارسال گروه علمی به کنفرانس ها و پاسخ استفاءات همواره تاییدگر مجاهدات فلسطینیان و در خط مبارزه با اسرائیل قرار داشت.
فقها و عالمان شیعه معاصر، مانند آیت الله کاشانی، آیت الله بروجردی، امام خمینی، آیت الله طالقانی، علامه طباطبایی، آیت الله گلپایگانی، آیت الله نجفی مرعشی، آیت الله بهبهانی، آیت الله سید عبدالله شیرازی، شهید مطهری و .... و همچنین مراجع بزرگوار زنده، همگی به نوبه خود مواضع روشنگری داشته اند که تاکید همه این بزرگواران بر ضرورت حمایت از اسلام و «مسلمانان فلسطین» هر گونه شبهه ای را درباره ناصبی بودن فلسطینیان می زداید و اثبات می کند کسانی که چنین ادعایی دارند، کاتولیک تر از پاپ اند یا شیعه تر از مراجع تقلید.
راه کار شوم صهیونیستی
بعد از شروع مبارزات امام خمینی و مطالبه تحریم نفتی اسرائیل و قطع روابط دیپلماتیک ایران با این کشور و همچنین تاکید امام بر این که یکی از عوامل مخالفت ایشان با شاه، ارتباط او با اسرائیل است، صهیونیست ها تلاش کردند با القای این شبهه، فضا را برای مبارزات ضد صهیونیستی شیعیان ببندند.
این شایعه به ویژه بعد از فتوایی که امام خمینی در سال 1347 در پاسخ به نماینده گروه الفتح دادند، بیشتر مطرح شد. در پاسخ به این استفتا امام اجازه استفاده مقداری از وجوهات شرعی را به مقدار کافی در راه مبارزه با اسرائیل به مجاهدان فلسطینی می دهند.
اگر نامه هایی که در صحیفه امام، هنگام دادن اجازه مصرف وجوهات به وکلای شرعی ایشان را ملاحظه کنید اوج تقوا و احتیاط فقهی امام را در می یابید، با این حال مبارزه با اسرائیل آنقدر مهم و ضروری است که امام با تمام احتیاط و تقوایشان به گروهی که در مبارزه، گرایش ناسیونالیستی و نه اسلامی دارد، در مبارزه با این غده سرطانی اجازه مصرف وجوهات شرعی را می دهد.
برای آشنایی بیشتر با نگاه بلند امام و مقایسه با ترویج دهندگان این شبهه مناسب است به متن این استفتاها و پاسخ امام خمینی توجه کنید:
سه استفتا از طرف جنبش فتح از امام خمینی و پاسخ ایشان
زمان: 19 مهر 1347/ 18 رجب 1388
مكان: نجف
موضوع: وجوب مبارزه با اسرائيل و هميارى با مبارزان فلسطينى
مخاطب: نماينده «الفتح»
سؤال: [پيشواى مجاهد، نظر مبارك را درباره دادن وجوه شرعى مانند زكات و سهم امام، به مجاهدان شجاعى كه تحت فرماندهى «فتح» در صفوف نبرد و در ميدان شرف پيكار مىكنند بيان فرماييد]
جواب:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. اكيداً شايسته بلكه واجب است كه قسمتى از وجوه شرعى مانند زكات و سهم امام به مقدار كافى به اين مجاهدان راه خدا اختصاص يابد. به مجاهدانى كه در صفوف نبرد و فداكارى به منظور از بين بردن صهيونيسم كافر ضد بشر مىجنگند و براى احيا و بازگرداندن مجد و شرف اسلامى از دست رفته مىكوشند و براى گراميداشت تاريخ شريف اسلام نبرد مىكنند و بر هر مسلمانى كه به خدا و روز جزا ايمان دارد واجب است كه تمامى قوا و نيروى خود را در اين راه به كار برد و سرانجام به احْدَى الْحُسْنَيَيْن شهادت يا پيروزى دست يابد و بر شماست كه براى خونخواهى و زدودن لكه ننگ به خط آتش روى آوريد و به يارى خداوند به پيروزى درخشانى كه در انتظار شما است دست يابيد و به مؤمنان آزاده بشارت دهيد كه خداوند پشتيبان هر اراده مردانه و حق طلبانه است. برادران ما كه به يارى خداوند توانا پيروزى نهايى از آن آنهاست، يعنى مردان برجسته جنبش «فتح» و رزمجويانش نيروهاى «عاصفه» و ديگر فداييان آزاده از مجاهدان راه خدايند و پشتيبانى و كمك به آنان با تمام نيرو و امكان واجب است، «وَ اللَّهُ وَلىُّ التَّوفيق»
سوال: [پس از شعلهور شدن آتش انقلاب مقدس در سرزمين فلسطين و پديد آمدن دستاوردهاى فراوان به رهبرى «فتح» نظر حضرت عالى درباره برادران ما كه در سنگرگاهها و سرزمينهاى اشغالشده پايدارى مىكنند چه مىباشد؟]
جواب:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. نخستين و آخرين نظر نسبت به برادران پايدار و رزمنده ما اين است كه به شكل پيگير و خستگى ناپذير به پيكار خويش ادامه دهند، چه آنكه زندگى يعنى عقيده و مبارزه در راه آن انّ الحياةَ عقيدةٌ وَ جَهادٌ و ترديدى نيست كه از نظر شيوه تفكر اسلامى مرگ از زندگى ذلت بار بهتر است و در وضع كنونى براى ما جز ادامه پيكار با همه نيروها و امكاناتمان راهى وجود ندارد تا عزت و شرافت خود و آيندگان را در طول تاريخ با عظمت اسلامى به دست آوريم. قرآن مىفرمايد: وَ اعِدُّوا لَهُم ما اسْتَطَعْتُمْ مِن قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ. «1» هر قدر كه مىتوانيد بر ايشان نيرو و سواره نظام آماده كنيد تا بر دشمن خدا و دشمن خود چيره شويد. انْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ و يُثَبِّتْ اقْدامَكُمْ «2» اگر خدا را يارى كنيد او هم شما را يارى مىكند و قدمهاى شما را استوار مىدارد. وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ انْتُمُ الاعْلَونَ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ «3» سست نشويد، غمگين نباشيد شما پيروزيد اگر به هدف خود ايمان داشته باشيد وَ لا تَهِنُوا فِى ابتِغاءِ الْقَومِ انْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَانَّهُمْ يأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجُون «4» در جستجوى دشمن سستى نورزيد اگر شما رنج مىبريد آنان نيز مثل شما رنج مىكشند، منتها شما به خدا ايمان داريد و آنها ندارند
سوال: [راجع به پيكار اوج گيرنده و مسلحانهاى كه در سرزمين مقدس فلسطين جريان دارد و اعمال وحشيانه صهيونيستى كه بر ضد امت عربى و اسلامى به كار مىرود نظر حضرتتان را بيان كنيد تا خلق مسلمان ما در همه كشورها كليه نيروهاى مادى و معنوى خود را بسيج كرده و در اين جهاد مقدس شركت نمايند]
جواب:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. همان طور كه قبلًا خاطرنشان كردم در اوضاع و شرايط كنونى پس از گردن نهادن به قوانين مقدسه اسلام هيچ امرى واجبتر از دفاع با جان و مال در راه سربلندى اسلام نمىباشد. هنگامى كه مىبينيد خونهاى برادران و خواهران بيگناه شما در سرزمينهاى مقدس فلسطين جاريست و هنگامى كه مشاهده مىكنيد كه سرزمينهاى ما اشغال شده و خانههايمان به دست صهيونيستهاى تبهكار ويران گشته است در اين شرايط جز ادامه جهاد راهى نيست و بر همه مسلمانان واجب است كه كمكهاى مادى و معنوى خود را در اين پيكار مقدس بنمايند. و خداوند پشتيبان اين اراده است. و اللَّه من وراء القصد
سوال: [اكنون كه دست صهيونيسم در كليه شئون حياتى ايران مسلمان نفوذ كرده است به نظر حضرت عالى اساسى ترين راهى كه ملت مسلمان ايران براى قطع دست اسرائيل در ايران بايد به آن دست بزند چه مىباشد؟ تا در نتيجه برادران ايرانى ما هم بتوانند با پيكارجويان فلسطين همگام گردند]
جواب:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. راه اساسى اين است كه مردم مسلمان ايران داد و ستد خود را با ايادى صهيونيسم و ديگر عوامل استعمار كه در ايران هستند قطع كنند و از لحاظ مادى و روحى آنان را در فشار بگذارند و تمام روزنههاى حياتى را بر آنان تنگ سازند و خلاصه عليه آنان به نبرد اقتصادى دست بزنند و نيز در ديگر زمينهها با آنان مبارزه كنند تا سرانجام مجبور شوند كليه روابط خود را با ايران و خلق مسلمان آن قطع نمايند و در نتيجه ملت ايران بتواند همه امكانات مادى و معنوى خود را در اختيار مجاهدان فلسطين بگذارند.
در شرايط اسفانگيز فعلى بر هر مسلمانى لازم است كه كليه نيروهاى خويش را براى آزاد كردن سرزمينهاى اشغالشده و انتقام از اشغالگران به كار گيرند. «و اللَّه ولى التوفيق»، و جاى ترديد نيست كه وظيفه يك نفر مسلمانى كه در دورترين نقطههاى جهان به سر مىبرد همان وظيفهاى است كه خلق مسلمان فلسطين امروز به آن مسئول است، مسلمانان به مثابه دست واحدند و همه در مسئوليت عمومى يكسانند. تفرقهجويى و نژادپرستى در كار نيست و بين ملتهاى اسلامى هيچ گونه امتيازى وجود ندارد، جز تقوا و پرهيزگارى، گراميترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست. حَسْبُنا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل.
موضع تاریخی شهید مطهری
شهید مطهری علاوه بر سخنرانی پرشور خود در تبیین ماهیت صهیونیسم و بیان ضرورت مبارزه با اسرائیل، در سخنرانی دیگری، آشکارا، دروغ بودن این افترا را مطرح می کند، این سخنرانی در تاریخ 1349 انجام شده است. مقایسه تاریخ این سخنرانی با فتوای امام در سال 1347 بر این حقیقت تاکید می کند که ترویج این تهمت، به جهت موضع عالمان شیعه در دفاع از مردم فلسطین بوده است. شهید مطهری در تفسیر سوره نور، در بیان داستان افک و توضیح مساله شایعه به عنوان نمونه به این مساله اشاره می کند:
«يك وقتی شايع بود و شايد هنوز هم در ميان بعضيها شايع است، يك وقتی ديدم يك كسی میگفت: اين فلسطينيها ناصبی هستند. ناصبی يعنی دشمن علی عليه السلام. ناصبی غير از سنی است. سنی يعنی كسی كه خليفه بلا فصل را ابوبكر میداند و علی عليه السلام را خليفه چهارم میداند و معتقد نيست كه پيغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خليفه نصب كرده است. میگويد پيغمبر كسی را به خلافت نصب نكرد و مردم هم ابوبكر را انتخاب كردند. سنی برای اميرالمؤمنين احترام قائل است چون او را خليفه چهارم و پيشوای چهارم میداند و علی را دوست دارد. ناصبی يعنی كسی كه علی را دشمن میدارد. سنی مسلمان است ولی ناصبی كافر است، نجس است. ما با ناصبی نمیتوانيم معامله مسلمان بكنيم. حال يك كسی میآيد میگويد اين فلسطينيها ناصبی هستند. آن يكی میگويد. اين به آن میگويد، او هم يك جای ديگر تكرار میكند و همين طور. اگر ناصبی باشند كافرند و در درجه يهوديها قرار میگيرند. هيچ فكر نمیكنند كه اين، حرفی است كه يهوديها جعل كردهاند. در هر جايی يك حرف جعل میكنند برای اينكه احساس همدردی نسبت به فلسطينيها را از بين ببرند. میدانند مردم ايران شيعهاند و شيعه دوستدار علی و معتقد است هر كس دشمن علی باشد كافر است، برای اينكه احساس همدردی را از بين ببرند، اين مطلب را جعل میكنند. در صورتی كه ما يكی از سالهايی كه مكه رفته بوديم، فلسطينيها را زياد میديديم، يكی از آنها آمد به من گفت: فلان مسأله از مسائل حج حكمش چيست؟ بعد گفت من شيعه هستم، اين رفقايم سنیاند. معلوم شد داخل اينها شيعه هم وجود دارد. بعد خودشان میگفتند بين ما شيعه و سنی هست. شيعه هم زياد داريم. همين ليلا خالد معروف، شيعه است. در چندين نطق و سخنرانی خودش در مصر گفته من شيعهام. ولی دشمن يهودی يك عده مزدوری را كه دارد، مأمور میكند و میگويد: شما پخش كنيد كه اينها ناصبیاند. قرآن دستور داده در اين موارد اگر چنين نسبتهايی نسبت به افرادی كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتين میگويند، شنيديد وظيفهتان چيست.»
بررسی مذهب مردم فلسطین
بیشتر مردم فلسطین، پیرو مذهب شافعی هستند و اتفاقا، ابوعبدالله محمدابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد غزه بوده است. پدر شافعی مرد فقیری بود از اهالی حجاز، به مکه و سپس به شام مهاجرت کرد و در «غزه» و «عسقلان» در فلسطین ساکن شد. پدر شافعی اندکی بعد از ولادت شافعی از دنیا رفت و مادرش کفالت او را به عهده گرفت. بعد از گذشت دو سال غزه را ترک کرد و به همراه مادر در نزدیکی حرم در «شعب خیف» اقامت کردند. و شاید همين مساله در علاقمندی مردم فلسطین به مذهب شافعی تاثیر گذار بوده است. روشن است که پیروان مذهب شافعی در میان اهل سنّت بسیار علاقمند به اهل بیت(علیهم السلام) می باشند.
در مورد شافعی بودن مردم فلسطین می توانید به این منبع رجوع کنید:
«الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج 2، ص ۱۲۴»
شواهد دیگر بر محبت اهل بیت(ع)
بسیاری از فلسطینیان اسامی فرزندان خود را به نام اهل بیت(ع) می گذارند و بر این نامگذاری نیز افتخار می کنند.
جالب است بدانید در منطقه غزه و دیگر مناطق مساجد فراوانی وجود دارد که به اسم مبارک اهل بیت پیامبر(ع) نامگذاری شده است که در زیر به برخی از این مساجد اشاره می کنیم:
1. مسجد علی بن ابی طالب (علیه السلام) در شهر غزه در محله زیتونه که بر اساس اخبار منتشر شده در شبکه العالم(در سایت خبری این شبکه موجود می باشد) در 10 دی ماه جاری هدف موشک های رژیم صهیونیستی قرار گرفت.
2. مسجد الحسین بن علی(علیه السلام) در محله الصبره نوار غزه
3. مسجد الحسین بن علی(علیه السلام) در خیابان عین ساره شهر الخلیل
4. مسجد علی بن ابی طالب(علیه السلام) در منطقه حواره از توابع شهر نابلس در کرانه باختری رود اردن.
5. مسجد فاطمه الزهراء(علیها السلام) در روستای ارتاح در جنوب طولکرم
6. مسجد فاطمه الزهراء(علیها السلام) در شهر نابلس
قبور انبیاء و اولیاء در فلسطین
مردم فلسطین نیز مانند دیگر مسلمانان و بدون هیچ شائبه شرک و کفری، به قبر پیامبران و اولیای الهی احترام می گذارند و با اعتقاد به این که این بزرگوران بندگان خالص خدایند و هر چه دارند از راه بندگی و تعبد خدا به دست آورده اند، آنان را واسطه اجابت دعاهایشان از طرف خداوند قرار می دهند. مردم فلسطین حتی به وسوسه های وهابیت نیز توجهی ندارند تا چه رسد خدای ناکرده ناصبی باشند.
اساسا غزه را «غزه هاشم» می نامند زیرا قبر حضرت «هاشم» جد پدری پیامبر اعظم(ص) در منطقه غزه است که دارای گنبد و بارگاهی است که محل زیارت، توسل و تبرّک ساکنان این منطقه می باشد.
مرقد حضرت هاشم، جد پدری پیامبر اعظم در نوار غزه
همچنین مقبره حضرت ابراهیم (علیه السلام) و ضریحی که منتسب به حضرت ساره همسر ایشان است زیارتگاه دیگری است در فلسطین.
مرقد حضرت ابراهیم(ع) در شهر الخلیل فلسطین
مرقد منتسب به حضرت ساره همسر حضرت ابراهیم(ع)
نقش مهدویت در انتفاضه
اعتقاد به قیام حضرت مهدی(عج) در آخر الزمان و پرکردن زمین از عدل و داد بعد از این که سرشار از ظلم و جور شده است، یکی از باورهای مشترک میان مذاهب اسلامی است. همین باور و عشق به مهدی مصلح، در فلسطین یکی از وسایل بسیج نمودن مخلصان و مجاهدان مبارز با صهیونیست است.
به خاطر دارم که در بعثه مقام معظم رهبری در مکه مکرمه با یکی از روحانیون فلسطینی دیدار داشتم. به صراحت می گفت: ما در مساجد فلسطین برای آماده شدن و جهاد در رکاب مصلح آخر الزمان، با مهدی موعود بیعت می کنیم.
همین بیعت با مهدی موعود، در وصیت نامه یکی از شهدای بزرگ جنبش حماس به نام «نضال فرحات» بیان شده است. نضال فرحات سازنده موشک های «قسام» است که در جنگ اخیر باعث رعب در قلب اسرائیلیان شده است.
فرحات در ضمن وصیتنامه پرشور خود می نویسد:
«...هذا الزمان زمن المهدي فأنا أبايعه من الآن متى ظهر...» این زمانه دوران مهدی است، و من با او از هم اکنون تا زمانی که ظهورکند، بیعت می کنم.
مقاومت، در ایران ناصبی و در فلسطین رافضی!!
هدف روشن است: ایجاد فشار مذهبی در میان مردم و تخریب چهره مجاهدان. به همین دلیل همان کسانی که در ایران، ناصبی معرفی می شوند، در فلسطین به عنوان گسترش دهندگان تشیع و خطری برای اهل سنّت، ملامت می شوند.
در زیر به گوشه ای از این سناریوی صهیونیستی در رسانه ها به شکل گذرا اشاره می کنیم تا حجم این توطئه برای خوانندگان روشن تر شود:
سایتی ضد شیعی به نام «الحقیقه» به شکل تخصصی، شیعه هراسی و ایران هراسی را در فلسطین دنبال می کند و تلاش دارد شیعیان را دشمنان مسجد الاقصی معرفی کند. برای مثال در ضمن مقاله ای با نام «التغلغل الشیعی فی فلسطین» با ذکر برخی شواهد کلی که گویای پیوند فکری مجاهدان فلسطینی با ایران و اندیشه امام خمینی است، نتیجه گرفته شده جنبش جهاد اسلامی مسوول گسترش تشیع در فلسطین است و این جنبش خطرناک برای فلسطین معرفی شده است.
در زیر فقط عناوین برخی مقالات را که در این سایت و سایت های دیگر با همین گرایش منتشر شده، ذکر و ترجمه می کنیم تا با این فضای سنگین رسانه ای آشنا شوید:
1. (الحماسيون ) دعاة نشر ( التشيّع ) في فلسطين ... فاللهم انتقم منهم شر انتقام(پیروان حماس مبلغان گسترش تشیع در فلسطین هستند، خداوندا از آنان بدترین انتقام را بگیر)!!!
2. حماس والعلاقة مع الشيعة ومشعل يحتفل بطقوس عاشوراء مع الشيعه في لبنان(حماس و ارتباط با شیعه و خالد مشعل همراه با شیعیان لبنان در مراسم عاشورا شرکت می کند)
3. مشعل یعلن أن حماس الابن الروحی للامام الخمینی(خالد مشعل اعلام کرد که حماس فرزند معنوی امام خمینی است)
4. حماس و التشیع السیاسی قراءه فی الخطاب(حماس و تشیع سیاسی بازخوانی گفتمان حماس)
5. الاخوان- حماس و ایران و السوال الحائر(اخوان المسلمین حماس و ایران و پرسش تحیر)
6. حرکه الجهاد الاسلامی و الهوی الشیعی الایرانی!(جنبش جهاد اسلامی و عشق تشیع ایرانی)
7. حتی لاتجد ایران موطیء قدم لها بغزه(تا ایران جای پایی در غزه نیابد)
8. ظاهره الرافضه فی فلسطین- تقریر میدانی.(پدیده رافضیان در فلسطین، گزارشی میدانی)
9. انفلونزا التشیع الفارسی فی فلسطین(آنفلانزای تشیع فارسی در فلسطین)
10. الشیعه و فلسطین: مازال الاختراق مستمراً(شیعه و فلسطین: نفوذ همچنان ادامه دارد)
11. المخطط الایرانی لتشییع فلسطین بدأ بإعلان مشعل(نقشه ایران برای شیعه کردن فلسطین با اعلامیه مشعل آغاز شد)
12. ماذا تعنی کلمه شیعه فی غزه؟(واژه شیعه در غزه به چه معناست؟)
.....
این ها عنوان برخی از مقاله هایی است که در این موضوع نگاشته شده است.
اوج این حملات به مقاومت فلسطین هنگامی بود که استاد خالد مشعل رهبر جنبش حماس و در سفر دیگر، آقای اسماعیل هنیه، نخست وزیر دولت منتخب فلسطین در غزه، به ایران سفر کردند و در کنار مرقد امام خمینی حاضر و به مزار ایشان دسته گل هدیه کردند.
بازتاب آزادمردی
هر آزاده ای که امروز از ایران دفاع کند، مورد هجوم بی رحمانه مزدوران اسرائیل که در لباس مذاهب خود را پنهان کرده اند، قرار می گیرد. یکی از رهبران فکری جریان القاعده به نام ابوبصیر طرطوسی در پاسخ به استفتایی که در آن نعوذ بالله امام خمینی را کافر معرفی کرده است پرسیده اند یا عمل خالد مشعل شرعاً جائز بوده است یا نه؟
ابوبصیر طرطوسی در پاسخ گفته:
«الحمدلله رب العالمین. خالد مشعل و در پس او جنبش حماس دروازه ایران برای شیعه کردن فلسطین و ملّت فلسطین است. این همان چیزی است که سیاستمداران و آیات و احبار و رهبان تهران در نظر دارند و از دیدار مشعل و دیگر رهبران اهل سنّت می خواهند. متأسفانه مشعل خواسته ایرانی ها را برآورده کرد. در پی این دیدار که مشتمل بر زیارت خالد مشعل از قبر خمینی و قرار دادن دسته گل بر قبر بود، پیام شیعیان رافضی مبتنی بر ویرانی و طعنه به ملت فلسطین رسید. ایران به وعده خود درباره کمک مالی به ملت فلسطین وفا نکرده و چیزی برای فلسطین نفرستاده است! چندی است که می شنویم گروهی از شیعیان رافضی که پیرو قم و آیات الله های ایران هستند، تشکیل شده و معتقد به سخن رافضیان درباره قرآن و سنّت و صحابه و زنان پیامبر هستند، همه این ها از برکات دیدار مشعل و دیگران است و به زودی مورد پرسش قرار خواهند گرفت. کمک گرفتن مالی و عاطفی در هر شرایط دشواری که باشد، نباید به قیمت ضرر دیدن باورها و ثوابت امت باشد و لا حول و لاقوه الا بالله.»
زنجیره هجوم هم چنان ادامه داشت:
در مقاله ای با نام «مشعل، خومینی حرکه حماس»(خالد مشعل خمینی جنبش حماس) به جنبش حماس حمله کردند،.
«عبدالرحمن الدمشقیه» یکی از عالمان وهابی معروف ضد شیعه در نامه ای سرگشاده به آقای خالد مشعل به نام «إلى خالد مشعل الابن الروحي للخميني » (نامه اي به فرزند معنوی خمینی) ضمن هجوم به شخص امام خمینی و تحریف سخنان و باورهای امام خمینی به تصریح خود بر سخن ملک عبدالله اردنی صحه گذاشته و فلسطینیان را از گسترش هلال شیعه ترسانده است.
نوشته ارزشمند و روشنگر خالد مشعل درباره امام خمینی(ره)
گرایش مذهبی حماس بسیار روشن است و کسانی که این حملات را به این جنبش مجاهد انجام می دهد به خوبی می دانند که حماس از نظر فکری به جنبش اخوان المسلمین وابسته است. از نظر مذهبی اهل سنّت هستند و معتقد به همکاری با تمامی نیروهای اسلامی و حتی غیرمسلمان همسو و ضد صهیونیسم هستند. ولی آنان که از شعله ور کردن اختلاف میان مسلمانان نان می خورند دنبال حقیقت نیستند و در تاریکی خود غوطه می خورند.
استاد خالد مشعل در متنی که درباره امام خمینی نگاشته و در نشریه «الانتقاد» ارگان حزب الله لبنان منتشر شده، امام خمینی را «مردی که امّت اسلامی به واسطه او احیا شد و تخت طاغوت را به لرزه درآورد» توصیف نموده است و گزارشی از خدمات بی دریغ و مجاهدت های امام خمینی(ره) در راه فلسطین بیان می کند. هر چند این نوشته نیز بهانه ای شد تا جریان تفرقه حملات جدیدی را به شخص ایشان و جنبش حماس آغاز نماید ولی مجاهدان راه حق، هیچ گاه از ملامت ملامت کنندگان نهراسیده اند. ترجمه متن استاد خالد مشعل درباره امام خمینی(ره):
« نوشتن درباره مردی چون امام خمینی، بسیار دشوار است. مردی که امت اسلامی به برکت او زنده شد و تخت طاغوت را به لرزه درآورد. مردی که چون خورشید در قلب آسمان طلوع کرد تا تاریکی ستمکاران و مستکبران را از بین ببرد و راه مستضعفان و حیرت زدگان را روشن کند. واژه ها از ادای حق و تقدیر از چنین مردی ناتوان است. امام خمینی در سخنانش در طول سالیان تبعید هیچگاه، فلسطین، ملت مظلوم و مقدسات اسلامیش را فراموش نمی کرد. به جوانان و دیگر مسلمانان فرمان می داد به صفوف انقلاب فلسطین بپیوندند و ثروتمندان را به کمک به مجاهدان از زکات اموال، خمس و نذورات فتوا می داد. عرب ها و مسلمانان را نسبت به خطر اسرائیل، این غده سرطانی، هشدار می داد و به حق اسرائیل را غده سرطانی نامیده بود. امّت را با تمام قومیت ها و مذاهبش به وحدت اسلامی فرا می خواند زیرا وحدت تنها راه عزّت، پیروزی و آزادسازی قدس است. هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، اولین اقدام امام(رحمت خدا براو باد) این بود که سخنان، بسیج سازی و سخنرانی های پیشین خود را عملی کرد. امام خمینی سفارت دشمن صهیونیستی را که دیپلمات هایش مانند موش فراری شده بودند، تحویل گرفت و به سفارت فلسطین تبدیل نمود. گویی اعلام می کرد که در هیچ سرزمین اسلامی نباید پرچم یا شخصی از اشغالگران باقی بماند. امام خمینی که خدا او را رحمت کند، همیشه شعار «امروز ایران و فردا فلسطین» را سر می داد، شعاری که بر زبان هر ایرانی جا افتاد بلکه بالاتر، روز جهانی قدس را تاسیس کرد تا مسلمانان در این روز با هم متحد شوند و سالیانه برای بسیج شدن برای روز پیروزی و آزاد سازی قدس و مقدساتش تظاهرات کنند.
امام خمینی، بارها تکرار می کرد «اگر هر مسلمان یک سطل آب بر اسرائیل بریزد، اسرائیل غرق خواهد شد» تا تأکید کند وحدت مسلمانان تنها راه پیروزی، عزّت و آزادسازی قدس است و بر این نکته تأکید می کرد که اسرائیل غاصب و آمریکای شیطان بزرگ، به واسطه ضعف و گسست ماست که سخن می گویند و سلطه گری می کنند. او با ندایی مطمئن، پیروزی الهی را اعلام می کرد و می گفت: اسرائیل باید از بین برود و قدس سرزمین مسلمانان است و باید به آنان بازگردد».
به امید این که همواره بصیرت دینی را سرلوحه گفتار و تحلیل هایمان قرار دهیم، دشمن را خوب بشناسیم و با راهکارهای جریان تفرقه با روشن بینی کامل مبارزه کنیم.
و السلام
(این مقاله را با اندکی ویرایش و تلخیص منتشر کردند که من اینجا مقاله کامل را برای شما قرار داده ام.)