بسم الله الرحمن الرحيم
نویسنده: حمیدرضا غریب رضا
اصولا هر گروه مذهبي که با ساير مذاهب و گروههاي فکري هم عرض خود، در چارچوب مشترکاتي ذيل يک دين واحد، رقابت فکري و سياسي دارد، لازم است نسبت هويت مذهبي خود را با هويت ديني مشترک با ساير مذاهب، مشخص نمايد. شيعه در طول تاريخ گروههاي نواصب و دشمنان اهل بيت و همچنين غاليان را خارج از اسلام دانسته ولي در عين اينکه تفاوت و مرز فکري خود را با اهل سنت در مساله امامت حفظ کرده، اهل سنت را کافر نمي داند. برخلاف برخي جريانهاي تکفيري وهابي و سلفي که ميان تشيع و غلات خلط کرده اند، شيعه با روشن بيني برگرفته از ميراث اهل بيت، گرفتار خلط ميان اهل سنت و نواصب نگشته است. شيعه در منابع فقهي خود از اهل سنّت به عنوان مخالف ياد کرده و اساسا احکام طهارت و نجاست و ازدواج با مخالف با احکام فقهي مربوط به نواصب متفاوت است. طبيعي است که شيعه هم مانند هر مذهب ديگر، هويت مذهبي خود را مطابق با هويت دين اسلام بداند ولي در عين حال اين تطبيق با اين که ساير مسلمانان را در چارچوب اسلام بداند، منافات ندارد و بر اساس مباني مکتب اهل بيت مي توان در محدوده مشترکات ديني با آنان تعامل سازنده داشت. به ويژه در دوراني که دشمنان مشترک اسلام از يک سو به سرکوب دو گرايش پرداخته اند و همچنين با برنامه ريزي همه جانبه و صرف هزينه هاي کلان به شعله ورکردن آتش جنگ مذهبي مي پردازند.
به نظر مي رسد براي فهم راهبرد صحيح و خط سير اساسي تشيع در دوران معاصر توجه با سيره اهل بيت، بهترين الگوي رفتاري را براي شيعيان ترسيم خواهد کرد.
ائم? معصوم اهل بيت در شرايط گوناگون تمدني همواره به شکل دو سويه عمل کرده اند و سير مبارزات سياسي فکري و نظامي خود را به گونه اي تنظيم کرده اند که پايه هاي دو هويت مذهبي و ديني را يکجا تقويت کنند.
از سويي در فرصتهاي گوناگون و به تناسب شرايط زماني و مکاني، به طرح مساله امامت و مرجعيت علمي و سياسي خود براي امت اسلامي مي پرداختند و از سوي ديگر به هيچ وجه به دشمنان اسلام اجازه بهره برداري و سوء استفاده از اين مساله را براي ضربه زدن به اساس اسلام نداده اند.
در تمامي دوره هاي تاريخي هم دشمنان اسلام از اين اختلافات براي ضربه زدن به اساس اسلام بهره برداري کرده اند. ابوسفيان که شکست خورده فتح مکه بود و حاکميت سياسي خود را بر قريش از دست داده بود بعد از وفات پيامبر(ص) با همين سياست به امير مومنان بيعت و قيام براي تثبيت امامت را پيشنهاد مي کند. ولي امامت آنقدر مقدس است که براي تثبيت و تحقق خود هيچ گاه گمراهان را به ياري نخواهد گرفت.
بسياري از فتنه هاي مذهبي در تاريخ اسلام هم بر اساس اراده برخي شاهان و ظاهر سازي در نزد عالمان ديني و بهره برداري مذهبي از آنان براي تقويت حاکميت خود شکل مي گرفته. اگر به مقدمه کتاب «الصواعق المحرقة» بنگريم خواهيم ديد چگونه پيشنهاد يکي از حاکمان براي مبارزه با شيعيان- که به تناسب جهتگيريهاي فکري همواره تهديدي براي حکومتها بوده اند- انگيزه نگاشته شدن اين کتاب ضد شيعي را فراهم مي آورد.
مقدم? کتاب «تحفه اثني عشريه» گواهي مي دهد که عالماني که سلاطين جور را ظل الله و خليفه خدا و رسولش مي دانستند، چگونه براي برآورده کردن اراده هاي حکومتي و سياسي، به تفرقه و تکفير مسلمانان پرداخته اند.
به نظر مي رسد ترسيم اين نگاه دو سويه براي فعاليتهاي تشيع در سطح جهان، بسيار ضروري است.
از سويي بايد با برنامه ريزي ظريف و دقيق، تربيت نيروهاي قدرتمند فکري تبليغي به تبيين مباني تفکر شيعي در تمامي سطوح آکادميک و عمومي پرداخت. اين تببين منطقي حق روشن تمامي مذاهب است به ويژه در شرايطي که هزاران عنوان کتاب و صدها پايگاه اينترنتي و چندين شبکه ماهواره اي شبانه روز به هجمه نامنصفانه عليه تشيع مشغولند و به تحريف و تهمت پراکني بر ضد تشيع مشغولند.
اصولا اختلافهاي فکري اگر با رعايت ادب اسلامي و بهره برداري از روش اخلاقي اهل بيت مطرح شود، يقينا از سوي مخالفان تشيع هم مورد استقبال قرار مي گيرد. امروز جوانان بسياري در جهان خسته از مجادلات بي فايده و زشت اخلاقيهاي حاکم بر برخي کتابهاي متعصب مذهبي، علاقمنداند به بررسي مسايل تاريخي صدر اسلام و مباني تفکر مذاهب اسلامي به شکل مقارن و منطقي بپردازند. ولي اندک هستند کساني که وارد اين فضا شده و روح ادب و اخلاق اسلامي را در اين فضا رعايت کنند. متاسفانه اخلاق تند وهابيت و روح تکفيري اين گرايش بر روي برخي شيعيان هم تاثيرگذاشته و به جاي اينکه در شيوه هاي گفتگو با ساير اديان و مذاهب به روش اهل بيت تاسي کنند، از اخلاق وهابيت الگوبرداري کرده اند.
به نظر مي رسد بايد با پژوهشهايي ژرفنگر به بازسازي روشهاي گفتگوي مذهبي و ديني بر اساس روشهاي قرآني و سيره اهل بيت پرداخت تا به آرمان بلند جدال احسن نزديکتر شد.
بازسازي تمدن اسلامي و مقتضيات حرکت مذهبي
از سوي ديگر با ملاحظ? هجوم استکبار به اسلام و برنامه ريزي تمدن غرب براي سرکوب جنبش تمدن سازي جهاني اسلام، لازم و ضروري است با نيروهاي معتدل و غير تکفيري اهل سنت براي ايجاد حاکميت جهاني اسلام، همکاري کرد.
مسلماً نيروهاي معتدل و سني مذهب فراواني در سطح جهان وجود دارند که به انقلاب و شخصيت امام خميني بسيار علاقمند و معتقدند.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اولين گروه خارجي که با امام خميني ديدار داشتند، نماينده اخوان المسلمين بود. بعد از موضعگيريهاي اخير دکتر احمدي نژاد دربار? هلوکوست و صهيونيزم، اولين شخصيت ديني سياسي که دروغ بودن اين افسانه را تاييد کرد، مهدي عاکف، رهبر کنوني اخوان المسلمين است.
در تونس شيخ راشد الغنوشي اين تفکر را مطرح کرد که امام خميني رهبر مسلمانان جهان شود که از سوي جريان وهابيت مورد هجمه قرار گرفت.
جنبشي که شيخ سعيد شعبان در شمال لبنان در ميان اهل سنت اين کشور تاسيس کرده، چنان به امام و انقلاب اسلامي علاقمند هستند که روحياتي مشابه با شيعيان و حزب الله جنوب لبنان را براي ايشان پديد آورده.
در فلسطين موسس جهاد اسلامي شهيد دکتر فتحي شقاقي، با طرح الگوي امام حسين(عليه السلام) و عاشورا براي مبارزات جهادي مردم فلسطين صفح? جديدي از اين مبارزات حق طلبانه را در فلسطين گشود. همچنين در حمايت و الگوگيري از شخصيت امام خميني و انقلاب اسلامي آنقدر قلمفرسايي نمود که خون پاکش را در اين راه به سيد الشهدا تقديم کرد. و امروز تصوير و سخنان امام خميني امروز با احترام بر دست مبارزان فلسطيني به عنوان رهبري الاهي سياسي قرار مي گيرد.
دکتر کليم صديقي در جهان غرب با موسسات و نشريات خود به تبليغ شخصيت امام خميني و انديشه حاکميّت ديني مي پردازد.
شوراي افتاي اهل سنّت ايران در بيانه هاي متعدد، به عالمان وهابي عربستان و حاکمان کشور عربستان، نامه سرگشاده نوشته و نسبت به سخنرانيهاي ضد تشيع آنان اعتراض کردند. ضمن نامه اي علمي و فقهي فتواي مفتي پيشين عربستان، بن باز را در حرمت برائت از مشرکان در ايام حج، نقد کرده و بر وجوب شرعي اين حرکت تاکيد کردند. همچنين اهل سنت ايران شهداي زيادي را در زمان انقلاب و جنگ تقديم راه امام خميني کرده اند و هم اکنون جانبازان رشيد آنان، نمونه اي عملي در التزام به وحدت و همبستگي اسلامي هستند.
امروز با همين نگاه، مجاهد روشن بين لبنان، سيد حسن نصرالله در قلب هزاران سني مسلمان، جاي گرفته و محبوبيت فراواني کسب کرده است. همچنين دکتر احمدي نژاد به دليل بازگرداندن غرور شکسته شد? جهان اسلام و ايستادگي منطقي و اصولي در برابر صهيونيسم جهاني به شخصيتي جهاني و محبوب در ميان جهان اسلام و عرب مبدل شده است.
مخالفان همبستگي اسلامي
در مقابل اين تفکر، تقريبي، انديشه ديگري وجود دارد. صاحبان اين انديشه همانند وهابيت- که شيعه را کافر مي داند- اهل سنت را تکفير مي کند. به تقريب معتقد نيست. با ناسزا گويي علني به مقدسات اهل سنت زمينه قتل و خونريزي شيعيان را توسط تندروان وهابي فراهم مي آورد.
اين جريان به هيچ وجه در گفتگوهاي خود با اهل سنت يا وهابيت، اخلاق ديني و اسلامي را رعايت نمي کند و از روش اهل بيت در برخورد با مخالفان خود الگوگيري نمي نمايد.
آرمان تمدن اسلامي و حاکميت جهاني اسلام براي آنان پذيرفته شده نيست. حتي بسياري از افراد اين جريان از حمايت ايران از فلسطين به دليل سني بودن آنان انتقاد مي کنند. برخي ديگر از آنان بدون توجه و شناخت تاثير مثبتي که جريان تقريب در بازشناسي حقيقت تشيع به عالمان اهل سنت داشته، معترضند چرا هفته اي به نام وحدت در ايران تاسيس شده است.
و برخي که نگاه تنگتري دارند، از حضور اساتيد قرائت قرآن مصري در ايران هم شاکي هستند.
تلاش استکبار اين بوده که در ميان شيعيان و اهل سنت با تاکيد بر اختلافات تاريخي، و ايجاد جنگ مذهبي اسلام اجتماعي و پويا را دچار ارتجاع متعصبانه مذهبي کرده، نيروي مجتمع اسلامي را با گرفتار تفرقه هاي مذهبي کند.
شخصيتي چون ابومصعب الزرقاوي را مي توان نتيجه همين تلاش استعماري دانست. او که شخصيتي تکفيري و متعصب است تلاش داشته کينه توزي مذهبي را با روح جهادي آميخته کند و با کشتار شيعيان انديشه همبستگي مذهبي را بي معنا جلوه دهد.
راه حل
1. بايد علاوه بر حفظ هويت مذهبي، سطح نگاه عالمان ديني و جمعهاي ايماني به حفظ هويت اسلامي و مبارزه با استکبار جهاني رشد کند.
2. جهاد به عنوان راه کار بيداري اسلامي در جهان ترويج گردد.
3. روشهاي تعامل ميان مذاهب اسلامي، با رجوع به قرآن و سنّت بازسازي شود.
4. از ايجاد کينه مذهبي ميان مذاهب اسلامي جلوگيري گردد.
5. به مطالعه علوم اسلامي به شکل مقارن توجه بيشتري گردد.
6. به حقوق اقليتهاي مذهبي شيعه و سني در کشورهايي که اکثريت را مذهب ديگر تشکيل مي دهد، توجه بيشتر شود.
7. با ارایه الگوي گفتگوهاي خالي از جنجال و کشمکش و مناظره هاي برادرانه، فرهنگ صحيح تعامل با مذاهب ديگر به شکل عملي به عموم مسلمانان آموزش داده شود.