بازپردازی شیوه های گفتمان دینی, یکی از ضروریات پژوهش در دوران معاصر است. روش های مناظره به ویژه در فضای میان ادیان و مذاهب, همراه نوعی حالت گیری تهاجمی ـ تدافعی بوده است. هرچند در پهنه تاریخ همواره حق جویانی زیسته اند که در پی حقیقت, دیده بیدار کرده, با شکیبایی و بینش تا رسیدن به حقیقت دمی نیاسوده اند, ولی روند فراگیر در این فضاها پی جویی و معرفی حقیقت نبوده است. اسکات خصم و موضع گیری های خصمانه در بیشتر موارد ضمیمه این نوع گفتگوها بوده است. البته سخنی نیست که اسکات خصم در مواجهه با لجوجان حق گریز هم یکی از اهداف و روش های دانش گفتمان دینی است, ولی نباید به روند عام تبدیل شود.
به نظر می رسد بازنگری این روش ها, برای رسیدن به آرمان بلند و قرآنی (جدال احسن) و نزدیک شدن به روش اهل بیت(ع) یکی از وظایف دین پژوهان معاصر است. بهره برداری از دانش های روانشناسی و جامعه شناسی در بازسازی این روش ها کارآمدی چنین گفتمانی را بالا می برد. نکته پر اهمیت دیگر در این فضا بررسی و لحاظ کردن دقیق ساختار اندیشه ای طرف مقابل است. سخن بر این نیست که عقاید طرف مناظره را با مراجعه به کتاب ها و منابع او بشناسیم که این مسئله جزو اولیات گفتمان دینی به شمار می آید; کلام بر این محور است که علاوه بر شناخت متن باورها, باید منظومه ارتباطی باورها را شناخت. اعتقادات شخص مقابل چه نوع پیوند و ارتباطی با یکدیگر دارند؟ رابطه علّی و معلولی این اندیشه ها کدام است؟ ترتیب منطقی باورهای او چگونه است؟
نکته دیگر در بازسازی این روش ها نگاه به تصویری است که طرف مقابل از ما دارد. ریشه های تاریخی از تصورها از کجا نشأت می گیرند و مراحل تطور آن کدام است؟ آیا دیدگاه او نسبت به حقایق و ویژگی های باور ما نگاهی درست است و یا براساس تهمت ها و افتراها شکل گرفته شده؟ طرف مقابل در چه سطحی از تعصب یا حق پذیری قرار دارد؟
نویسنده کتاب المنهج الجدید والصحیح فی الحوار مع الوهابین تلاش کرده به این اهداف نزدیک شود. این کتاب در حقیقت درآمدی است بر کتاب رحلتی من الوهابیّة إلی الاثنی عشریّة و تفصیل و تشریح مباحث کتاب, در آن جا تبیین شده است.
نویسنده کتاب معتقد است باید در روش های گفتگو با مذهب وهابیت تحول ایجاد کرد و خود عملاً به این حرکت اقدام کرده است. او در گذشته یکی از عالمان سرسخت وهابی و مخالف با مذهب شیعه بوده و در این کتاب به گوشه ای از سیر تحول خود اشاره می کند. به دلیل سابقه خود در اعتقاد به مذهب وهابیت, با نکات کلیدی در شاکله ذهنی یک وهابی آشنایی
کامل دارد. ایشان به شکل عملی در سیزده سالی که در قم تحصیلات حوزوی داشته, مشغول به مناظرات گوناگون با وهابیان بوده است و همین تجربه عملی بر غنای محتوایی کتاب می افزاید.
او بر این باور است که نباید تمامی وهابیان را انسان هایی متعصب و معاند با حق بدانیم; بلکه بسیاری از اشتباهات وهابیان ناشی از جهالت آنان است که باید با به کارگیری روشی حساب شده و سنجیده به درمان این مشکلات پرداخت و بر نوسازی و روشمندسازی اسلوب مواجهه با وهابیت تأکید بسیار می کند.
او نویسندگان وهابی را براساس انگیزه های نگارش و نظریه پردازی اعتقادی به چند دسته, تقسیم می کند و معتقد است با هر دسته باید متناسب با انگیزه و روششان برخورد کرد.
در این کتاب توصیه می شود برای مناظره با وهابیان سیر خاصی در نظر گرفته شود. ایشان معتقد است مشغول شدن به تهمت های وهابیت به شیعه, در ابتدای بحث باعث می شود بحث از سیر منطقی خود خارج شده, متشتت گردد; زیرا اندیشه یک شخصیت وهابی به علت میزان بالای شبهات و تحریفات نسبت به تشیع, ظرفیت درک حقایق این مذهب را ندارد. بنابراین باید نخست بحث از حدیث ثقلین آغاز شود, سپس حدیث کساء و بعد به حدیث اثبات کننده امامان دوازده گانه برسد. همچنین معتقدند اگر طرف وهابی مایل بود بحث از آیات قرآنی آغاز شود, باید بحث را از آیه تطهیر شروع نماییم و علت گزینش این سیر را به تفصیل بیان می کنند.
ایشان معتقد است وهابیت دچار خلطی بزرگ شده است و مذهب تشیع را با فرقه های غالی اشتباه گرفته است. این کتاب می کوشد با آوردن شاهد مثال ها و تحلیل هایی, این خلط را به وهابیان نمایان کند. از سویی اثبات می کند بسیاری از اندیشمندان اهل سنت و غیر وهابی از این روش وهابیت بیزاری جسته اند و وهابیت در بررسی مذهب تشیع از شیوه اهل سنت جدا شده است. ایشان به شکل استقرایی سه روش را در شناخت و بررسی حقایق و ویژگی های مذهب تشیع شناسایی و ارزشیابی می کنند:
1. روش وهابیت;
2. روش اهل سنت;
3. روش شیعه.
در بخشی از کتاب به تبیین علل پدیدآورنده خلط بزرگ وهابیان پرداخته است و پنج علت را برای این خلط بیان می کند.
در قسمت دیگر کتاب نتایج و پیامدهای خطرناک چنین خلطی را بررسی کرده, هشت نتیجه را در این فضا مطرح می کند.
بعد از تبیین ریشه های بحران خلط در اندیشه وهابیت, نویسنده عقاید شیعه را تبیین می کند. او تلاش می کند براساس سیر ایجاد مشکل خلط, عقاید شیعه را به شکل صحیح تبیین کند. به این معنا که اگر مذهب تشیع براساس این سیر معرفی شود, دیگر مشکل خلط تشیع با فرقه های غالی پدید نمی آید. این عقاید در یک هرم هندسی ترسیم شده اند.
این هرم براساس مراحل سه گانه شناخت و بررسی پدیده هاست که در دانش علوم اجتماعی مطرح می شود:
مرحله نخست: شناخت انتسابی مذهب تشیع;
مرحله دوم: شناخت تحلیلی مذهب تشیع;
مرحله سوم: شناخت ریشه ای مذهب تشیع.
در طول مراحل سه گانه این حقایق بررسی و تبیین می شوند:
1. حقیقت توحید و نبوت در عقاید تشیع;
2. حقیقت احکام و شرایع در باورهای تشیع;
3. حقیقت اهداف مذهب تشیع;
4. بازشناسی معنای برخی واژگان و اصطلاحات رایج در مذهب تشیع;
5. حقیقت منابع و مصادر مذهب تشیع;
6. حقیقت مفهوم امامت در اندیشه تشیع;
7. حقیقت چگونگی پیدایش و بررسی علل پیدایش مذهب تشیع.
در قاعده هرم هم که پایان سیر شناسایی مذهب تشیع است, به تبیین ویژگی های شیعه می پردازد و سه ویژگی منحصر به فرد مذهب تشیع را معرفی می کنند:
1. ویژگی اعتدال مثبت در تعامل با اهل بیت(ع);
2. ویژگی واقع گرایی در تعامل با صحابه;
3. ویژگی اعتقاد به غیبت امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف.
بعد از بررسی حقایق و ویژگی های مذهب تشیع به بررسی آینده این مذهب پرداخته است و براساس اعتراف وهابیان و اهل سنت به گسترش روزافزون مذهب شیعه, این واقعیت را نمایان تر می کند.
نویسنده این کتاب به آرمان وحدت اسلامی اعتقاد جازم دارد و معتقد است همان گونه که میان شیعه و اهل سنت گام های تقریبی مثبتی برداشته شده ضروری است, میان وهابیت و تشیع هم چنین حرکتی ضروری است و استدلال های خود را در این باره در کتاب مطرح می کند. از نظر عملی هم همواره در این کتاب ادب گفتمان اعتقادی رعایت شده و در عین ارائه نقدی قوی, علمی و ژرف نگر از نیش و کنایه های دشمن آفرین, پرهیز شده است.
وی تسلط و مراجعه فراوانی به کتاب های اعتقادی اهل سنت و وهابیت داشته و در ضمن مباحث به 45 کتاب اعتقادی از اهل سنت و وهابیت ارجاع می دهد; که نشانگر جستجوگری فراوان نویسنده است.
زمان نگارش کتاب نشان دهنده صیقل خوردن فراوان مباحث در نزد نویسنده است. همان گونه که در کتاب بیان شده, نویسنده برای نوشتن این کتاب و کتاب (رحلتی من الوهابیة إلی الاثنی عشریّة) بیش از ده سال زمان صرف کرده است.
در این کتاب از فرآورده های دانش علوم اجتماعی بهره برداری شده که نکته ای ابتکاری در تبیین مسائل کلامی است. همچنین از نمودارها و تصویرها و اشکال هندسی برای تبیین مسائل نظری کلامی استفاده ابتکاری شده است. به طور نمونه برای بررسی علل خلط وهابیت میان شیعه و غالیان, اندیشه وهابی به شکل بمبی دستی طراحی شده که اسباب به وجود آورنده خلط همانند مواد منفجره آن در حال شکل دادن انفجاری خطرناک هستند. همچنین برای نمایش محسوس پیامدها و نتایج خطرناک این خلط, اندیشه وهابی به شکل بمب در حال انفجار است و….
با این همه, کاستی هایی را هم می توان در این کتاب دید; از جمله:
1. این کتاب دارای سه دسته مخاطب است: اول وهابیان که سعی شده ریشه های خلط و اشتباهات فکری و همچنین عقاید صحیح شیعه به آنان معرفی شود. دوم اهل سنت که از افتادن به گرداب لغزش های وهابیت برحذر داشته شده اند و سوم شیعیان که کتاب روش های مناظره با وهابیت را به آنان آموزش می دهد. همین چندگانگی مخاطب باعث می شود کتاب نتواند به برخی اهداف خود برسد. به طور مثال وهابیان با مطالعه کتاب روش مورد نظر ما برای مناظره را آموخته در هنگام گفتگو به این روش تن نمی دهند.
2. در این کتاب در طی سه مرحله شناخت انتسابی, شناخت تحلیلی و شناخت ریشه ای به بررسی حقایق و ویژگی های مذهب تشیع پرداخته شده است, ولی در ابتدای بحث تعریف دانش جامعه شناسی و کارکرد دقیق هرکدام از این مراحل به شکل روشن تعریف نشده است. مگر این که خواننده با توجه به عملیات تطبیقی این مراحل بر شناسایی مذهب تشیع خود به تعریفی از این مراحل برسد.
3. در کتاب ادعا می شود روش اندیشمندان سلف و معاصر اهل سنت در بررسی حقایق و ویژگی های مذهب تشیع با روش وهابیت متفاوت بوده و هست. بخشی از این ادعا با نقل نوشتارهای فراوانی از عالمان معاصر اهل سنت به اثبات رسیده, ولی از اندیشمندان اهل سنت گذشته فقط در برخی موارد و به شکل محدود کلماتی بیان شده است.
4. در تمامی کتاب بر تفکیک مذهب تشیع از مذاهب غالیان تأکید شده است. بهتر بود برای آشنایی بیشتر خوانندگان با مذاهب غالیان, توضیحی هرچند گذرا درباره این مذاهب می آمد تا خواننده توانایی مقایسه را بیشتر پیدا می کرد.
5. در این کتاب مطرح شده واژه غلو, دارای دو کاربرد است و وهابیت میان این دو کاربرد خلط کرده اند: یکی اصطلاح فقها در ابوابی مانند ارتداد و دیگری اصطلاحی است که برخی دانشمندان رجال برای برخی راویان حدیثی ذکر کرده اند. نویسنده بیان می کند کاربرد عالمان رجال با فقها تفاوت جوهری دارد و ربطی به غلو و خروج از دین ندارد, بلکه مربوط به مسائل اختلافی دیگری است که میان عالمان حدیث مطرح بوده است. به همین دلیل نباید با این مستند بسیاری از راویان را غالی دانست. این ادعا به اثباتی تفصیلی نیازمند است تا خواننده قرینه ای مناسب, برای اثبات اشتراک لفظی پیدا نکند, این ادعا را نمی پذیرد. به همین دلیل مناسب بود نویسنده محترم اختلافات مذکور و معنای دقیق مورد نظر رجالیون از این واژه را تبیین می کردند.
6. در ضمن بیان سیر پیشنهادی این کتاب در هنگام مناظره, ایشان توصیه می کنند حتما به نقش بنی امیه در جداسازی اهل سنت از اهل بیت(ع) اشاره گردد. بهتر بود همان گونه که در مراحل دیگر این سیر, توضیحات بیشتری داده شده و علت تقدم و تأخر و تأثیر هر مبحثی روشن شده است, در این موضوع بسیار کلیدی هم توضیحات بیشتری مطرح می شد.
گفتنی است کتاب حاضر به قلم نگارنده ترجمه و آماده نشر شده است.
حمیدرضا غریب رضا
ماهنامه آینه پژوهش