صفحه شخصي حميدرضا غريب رضا
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سخنراني‌هاي شهيد  الحوثي
 
 
حج ابراهیمی؛ فریاد بر چهره مستکبران سخنرانی منتشر نشده‌ای از شهید الحوثی درباره‌ی حج: اگر امروز به شما بگوییم اسرائیل، یهودیان و مسیحیان برای تسلط بر حج برنامه ریزی می‌کنند، پاسخ خواهید داد: محال است. امام خمینی بیش از بیست سال گذشته گفته بود: آمریکا و اسرائیل برای حاکمیّت بر حرمین برنامه ریزی می‌کنند. وقتی بر قدس سلطه پیدا کردند فریاد زدیم و درباره قدس سخن گفتیم موضع‌گیری جدی نداشتیم … عبرت های عاشورا از نگاه شهید حسین الحوثی سخنرانی شهید حسین الحوثی در روز عاشورا چنين حادثهاي را حتي در تاريخ جاهليت هم نشنيدهايم. چه عاملي باعث شد جامعه اسلامي بستر پيدايش چنين مصيبت و حوادث فاجعهباري شود؟ چه عاملي باعث شد كساني كه خود را مسلمان ميناميدند و به اسلام منسوب بودند، چنين فاجعهاي را به وجود بياورند و اينگونه وحشتناك و فاجعه بار عمل كنند؟ سخنراني شهيد حسين الحوثي در روز جهاني قدس پيامبر اشاره مي‌كند امّت اسلامي با يهوديان رودرو نمي‌شود، يهوديان را شكست نمي‌دهد، نقشه‌هاي يهود را خنثي نمي‌كند مگر تحت رهبري اهل‌بيت(عليهم السلام)، كساني كه در مسير علي(عليه السلام) حركت مي‌كنند و ولايت علي(عليه‌السلام) را پذيرفته‌اند، موفق خواهند شد. سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير بسم الله الرحمن الرحيم   سخنراني شهيد حسين الحوثي تاريخ 18 ذي الحجه سال 1423هجري قمري مطابق با 21/12/2002 جشن عيد غدير مكان سخنراني: صعده- مرّان  مترجم: حميدرضا غريب رضا سپاس خدا را كه ما را (به اين نعمت) هدايت كرد و اگر هدايت خدا ...
 
 
 
 
مصاحبه ها
 
 
شيعه‌هراسي؛ اصلي‌ترين ابزار وهابيت در جنگ نرم آمريكا با تحريك وهابيت تلاش می‌كند وهابيت را به اهرم فشاری عليه شيعه تبديل كند و «شيعه‌هراسی» را به شدت در ميان اهل سنت ترويج كند تا مانع گسترش الگوی پويا و انقلابی ايران در سطح جهان شود. جنگ نرم وهابيت عليه تشيع در فضاي مجازي امروز شاهد رشادت بسيجيان داوطلب جنگ نرم هستيم، ولی اين نبردها، جنگ نامتقارن و مبارزه‌های پارتيزانی فرهنگی است. معتقدم انقلاب و نظام را هم همين اخلاص‌ها و مجاهدت‌های داوطلبانه حفظ كرده است، ولی اين حضور مردمی و مخلصانه از وظيفه مسئولان چيزی كم نمی‌كند جنبش شیعیان یمن و جنگ ششم صعده گفتگوی ویژه سایت موسسه گفتگوی دینی خراب ماندن بقیع انگیزه‏های مذهبی، عقیدتی و سیاسی دارد جمع بين فاطميه و وحدت اسلامي
 
 
 
 
دلنوشته ها
 
 
پير طريقت حماسه و عرفان از افقهاي جهاني مي گويد: چکیده مانیفیست بین المللی امام روح الله در این چند کلمه نهفته شده که دوست عزیز طراحمان به خوبی در این تصویر به قلم کشیده است. منبع: وبلاگ «مبارز فوتو» من حيوان خانگي هستم!!! دوستان نظر بدهید. چرا انسان تا این جا سقوط می کند؟ کمبود شخصیت و علاقمندی افراطی به متفاوت بودن؟ آیا این پدیده پیامد آزادیهای افراطی در غرب است؟ سپر انساني می دانید سپر انسانی چیست؟ اگر تا به حال این واژه به گوشتان نخورده است، به این عکس با دقت نگاه کنید. درس يا فوتبال مساله اين است! جام جهانی و داستان درس خواندن ما! چه قدر گفتم مدرن شويد؟ شما مرتجعان کهنه پرست ایران از این حاکمان جاهل مزدور آمریکا و اسرائیل هم عقب ماندید. ببینید چقدر ریلکس هستند. چقدر بهتون گفتم مدرن بشوید؟ آخر تحجر شما من را می کشه!‎ خطبه فدكيه حضرت زهرا(س)
 
 
 
 
ترجمه ها
 
 
جريان هاي اسلامي در لبنان بسم الله الرحمن الرحیم بررسی سریع صحنه فکری و فرهنگی لبنان نویسنده: استاد حیدر حب الله مترجم: حمیدرضا غریب رضا ترجمه به سفارش پژوهشگاه بین الملل جامعه المصطفی العالمیه درآمد: شاید خلاصه گویی درباره صحنه فرهنگی و اندیشه اسلامی که لبنان د... بحران طلاق در میان سربازان آمریکایی   منبع: سایت حزب العمل ترجمه: حمیدرضا غریب رضا منتشر شده در نشریه الکترونی چارقد گزارشی آمریکایی افشا نمود زنانی که به عنوان سرباز در ارتش آمریکا به کار گرفته شده اند، از مشکلات فراوانی از جمله طلاق رنج می برند. علّت پیدایش این بحران، مشارک... زني مسلمان در پايتخت مه آلود! صبح بعد از دیدار با برخی مسوولان سیاسی انگلستان به دفترش در شرق لندن برمی گردد و از وضعیت کارکنان نشریه ای که ریاست آن را به عهده دارد، اطلاع پیدا می‌کند. سارا یوسف سردبیر نشریه «امل» است. سپس به خانه می‌آید تا به وضعیت سه فرزندش رسیدگی کند. تحلیلی بر آزادسازی بیست نفر از اسیران زن فلسطینی يک لحظه طاعت خدا از همه دنيا ارزشمندتر است منا عبدالغني مصاحبه سايت عربيات با خانم مني عبدالغني ترجمه: حميدرضا غريب رضا منتشر شده در نشري? الکتروني چارقد  72 ساعت بيشتر طول نکشيد که زندگي مُنا متحول شد... برادرش حجاب را به او پيشنهاد کرده بود... فرياد زد: نه!! من هنرمندم، ارتباطاتم ... حجاب زن مسلمان در فرهنگ غرب گوهري در هدف!  نویسنده: غازی دحمان مترجم: حمیدرضا غریب رضا منتشر شده در نشریه الکترونیک چارقد گوهری در هدف! در دو دهۀ اخیر، پدیده ای در جهان اسلام، توجه جامعه شناسان غربی را برانگیخته است، مخصوصا اندیشمندانی که به مسایل جهان اسلام به شکل ویژه توجه دارند یا...
 
 
 
 
 
 
 
  • امت واحده؛ آرمان پيامبر اعظم(ص)   
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  •  

    شناسنامه

     

    عـنــوان : «امت واحده؛ آرمان پیامبر اعظم (ص)»

    استاد: حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا غریب رضا

    نوع فعالـيت: نشست علمى (25)

    تاريخ برگزاري: 27/12/85

    مكان : قم - ابتدای بلوار امین - مدرسه معصومیه

    فهرست مطالب

    مقدمه

    استراتژی‌های غرب در برابر امواج بیداری اسلامی:

    1. گماردن حکومت‌های دست نشانده 

    2. جایگزین‌سازی برای بیداری اسلامی 

    3. ایجاد درگیری داخلی درون اسلام 

    «تکفیر»، اساسی‌ترین حربه برای ایجاد اختلاف

    «تطبیق الشریعه» محور تقریب مذاهب

    ترفند جهان غرب در مقابله با تطبیق الشریعه 

    راه حل‌های ممکن برای مبارزه با استراتژی جهان غرب:

    1. ایستادگی و مقاومت 

    2. استفاده از روش‌های موفق علمای پیشین در تقریب مذاهب 

    الف) روش سید جمال‌الدین اسدآبادی 

    ب) روش علامه شرف‌الدین 

    ج) روش شیخ شلتوب 

    خلاصه بحث 

    پرسش و پاسخ 

    عدم مشروعیت عمل اهل تکفیر 

    حد و مرز تحقیق برای فهم تکلیف

    فرق نواصب با وهابی‌ها 

    شرائط جواز حکم قصاص 

    فرق مخالفت و ضدیت در برابر ولایت فقیه 

    مقدمه

    آقای غریب‌رضا: «انّ هذه امّتکم امّه واحده وانا ربکم فاعبدون» برای اینکه درک کنیم در چه ظرف تاریخی و شرایط تمدنی زندگی می‌کنیم که بحث وحدت اسلامی را به عنوان یک ضرورت برای ما آشکار می‌کند، بیان کردن یک مقدمه ضروری است. چند سده‌ای است که در جهان اسلام، امواج بیداری اسلامی شکل گرفته و کشورهای اسلامی هویت خودشان را بازیابی کرده‌اند و مصلحان و اندیشمندان جهان اسلام به سمت احیاء تمدن اسلامی گام برمی‌دارند، در برابر این امواج بیداری اسلامی که به دنبال بازیابی هویت دینی است، تمدن جهان غرب وجود دارد.

    استراتژی‌های غرب در برابر امواج بیداری اسلامی

    1. گماردن حکومت‌های دست نشانده

    اگر بخواهیم در یک تقسیم‌بندی تاریخی مقابله جهان غرب، در برابر بیداری اسلامی و حرکتی که هدفش احیاء تمدن اسلامی است را بررسی کنیم تا ببینیم که غرب چه استراتژی‌هایی را در برابر اندیشمندان ومصلحان و بیدارگران جهان اسلام اتخاذ کرده است.

    باید بگوییم که: تلاش غرب در مرحله نخست این بود که به وسیله حکومت‌های دست‌نشانده، به قلع و قمع اندیشمندان و مصلحان بیداری‌خواه جهان اسلام بپردازند، لذا می‌بینید جنبش‌های اسلامی، توسط حکومت‌های استبدادی کشورهای اسلامی سرکوب می‌شوند وخیلی از بزرگان حرکت‌های اسلامی، به زندان می روند، شهید می‌شوند و می‌بینیم که بیداری اسلامی در کشورهای مختلف چالش عمیقی با حکومت‌های استبدادی و دست نشانده غرب داشته است. این مرحله اول بود. با پیشرفت حرکت بیداری اسلامی و به ویژه بعد از انقلاب اسلامی، حرکت‌های اسلامی جان تازه‌ای گرفته، رشد بیشتری پیدا کرده، فراگیرتر شده و الگوی عملی پیدا کردند. در این مرحله، غرب دید استراژی گذشته پاسخ نداده است و قلع و قمع جنبش‌های اسلامی به نتیجه نرسیده است و لذا وارد فاز دوم مقابله با حرکت‌های بیداری اسلامی در جهان اسلام شد.

    2. جایگزین‌سازی برای بیداری اسلامی

    در این مرحله غرب شروع به جایگزین‌سازی برای بیداری اسلامی کرد. و یک جریان به نام «اسلام لیبرال» را در جهان اسلام و در کشورهای مختلف اسلامی به راه انداخت. اسلام لیبرال جایگزینی وارداتی از جهان غرب، برای ایجاد بدیل در برابر حرکت بیداری اسلامی و احیاء تمدن اسلامی بود. هدف آن هم روشن است. هدف این جریان آن است که در برابر شخصیت‌ها، نمادهای تفکر بیداری اسلامی، شخصیت‌ها و نمادهایی جایگزین با نام اسلام و محتوای اندیشه غربی ساخته شود. در این مرحله هم می‌بینیم تمدن غرب به نتیجه‌ای که می‌خواست نرسید. تحلیل این منطقه و این مرحله زمانی جلسات متعددی را می‌طلبد.

    3. ایجاد درگیری داخلی درون اسلام

    سومین فازی که جهان غرب در مقابله با حرکت بیداری اسلامی وارد آن شد، مرحله‌ای است که ما در آن زندگی می‌کنیم. غرب دید که قلع و قمع و از بین بردن جنبش‌های اسلامی نه تنها به نتیجه نرسید، بلکه باعث رشد بیشتر آن شد. و از طرفی جایگزین‌سازی هم به نتیجه نرسید و باعث شد که مرزها و خطاهای تفکر ناب اسلامی در برابر اندیشه‌های التقاطی روشن‌تر شود، لذا فکر کرد که بهترین ابزاری که جهان غرب می‌تواند برای از بین بردن بیداری اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی، در برابر تمدن غرب از آن استفاده کند، «ایجاد درگیری داخلی درون اسلام» است. چرا که نه حکومت‌های دست‌نشانده توانستند، بیداری اسلامی را خاموش کنند و نه اندیشمندان وارداتی توانستند رنگ و بوی ناب تمدن اسلامی را از جهان اسلام بگیرند. بر این اساس خطرناک‌ترین استراتژی و راهبردی که جهان غرب برای سرکوب حرکت تمدن اسلامی، اتخاذ کرده، «ایجاد درگیری داخلی و فتنه» در جهان اسلام است؛ یعنی بستری را ایجاد کند که خود جهان اسلام، این حرکت نوپا را سرببرد. شاید اگر بخواهیم این سه استراتژی که غرب نسبت به جهان اسلام اتخاذ کرده را با هم مقایسه کنیم، موفق‌ترین مرحله‌ای که جهان غرب داشته، همین مرحله جنگ‌های مذهبی و فتنه‌های طائفه‌ای و قومیتی بوده است.

    «تکفیر»، اساسی‌ترین حربه برای ایجاد اختلاف

    یکی از کمونیست‌هایی که به تازگی مسلمان شده است، تعبیر خیلی زیبایی داشت، می‌گفت: تمامی ادیان با سه آفت مواجه شدند. یعنی هر کدام از ادیان بزرگ آسمانی، یهود، مسیحیت و اسلام، هر کدام با یک آفت مواجه شدند. ما در دین مسیحیت می‌بینیم با حرکت صلیبی گری مواجه شدیم. در برهه‌ای از زمان جنگ‌های متعددی را بین اسلام و مسیحیت ایجاد کردند و امروز می‌بینیم که تلاش جهان غرب این است که دوباره این حرکت جنگ‌های صلیبی را راه بیندازد. می‌بینیم بوش صریحا می‌گوید حمله ما به افغانستان و عراق استمرار همان جنگ‌های صلیبی است. در دنیای یهود، جنبش صهیونیزم، دین آسمانی یهود را به انحراف کشاند و در جهان اسلام هم با حرکت‌های تکفیری مواجه هستیم. تکفیر یعنی اینکه طرف مقابل را به خاطر اختلاف اعتقادی کافر به حساب بیاوریم. این جریان در برابر جریانی است که اختلاف فکری را به تعبیر پیامبر اسلام(ص)، مایه رحمت می‌دانند. حدیثی را علمای شیعه و سنی نقل کرده‌اند که حضرت پیامبر(ص) فرموده: «اختلاف امت من مایه رحمت است.» اندیشه تکفیری، نه تنها اختلاف را مایه رحمت نمی‌داند، بلکه از آن به عنوان ابزار ایجاد فتنه در جهان اسلام استفاده می‌کنند. هر کدام از این اختلاف‌ها ـچه کوچک و چه بزرگ ـ مایه ایجادتقسیم‌ها، دسته‌بندی‌ها، حزب‌گرایی‌ها می‌شودو هر خط‌کشی، تقسیم‌بندی را مساوی با ایجاد خونریزی، جنگ و کافر دانستن طرف مقابل می‌دانند. در مقابل تفکری که اختلاف‌ها را با فرهنگ اسلامی مدیریت می‌کند، در تفکر اسلامی اختلاف فکری مایه جنگ و نزاع و فتنه در جهان اسلام نیست. اختلاف مایه رحمت، موجب تفاهم اندیشه‌ها و موجب رشد فکری است. شما اگر صفحات تاریخ را ورق بزنید، به خوبی مشاهده می‌کنید که در طول تاریخ هر جا فتنه مذهبی ایجاد شده، در پشت سر این فتنه‌انگیزی، یک اراده و خواست فاسد سیاسی وجود داشته است. به تعبیری عده‌ای سیاستمدار، به قصد اینکه از توده‌های مردم برای رسیدن به اهداف سیاسی خودشان سوء استفاده بکنند، از دین مایه گذاشتند و طرف مقابل را به حربه تکفیر، کافر دانستند و مردم را به جنگ با آنها، فرا خواندند. شما جریان سرکوب علویان توسط امویان را در تاریخ مطالعه کنید. و یا جریان فتنه خلق قرآن را ببینید. در حالی که یک مسئله کلامی اصلا ربطی به مباحث سیاسی و اجتماعی ندارد. اما می‌بینیم که بر سر این موضوع که آیا قرآن قدیم است یا حادث؟ چه خون‌ها که ریخته نشد. بحثی که باید در کتاب‌های کلامی انجام شود، بین علما مایه خونریزی‌ها و تسویه‌ حساب‌های سیاسی شده است. شما اگر به مقدمه به کتاب‌هایی که بحث‌های اعتقادی را خیلی تند مطرح می‌کنند و حالت تکفیری دارندمراجعه کنید، به کتاب السوائق المحرقه مراجعه بفرمایید. خداوند خواسته اینها درتاریخ ثبت شود. این کتاب در رد شیعیان نوشته شده است. در مقدمه‌اش به صراحت می‌گوید: شیعیان در مکه یا مدینه ـ خاطرم نیست ـ زیاد شدند و بعد از فصلی که در ثنا و حمد پادشاه آن دوران می‌آورد، می‌گوید به من دستور داد که کتابی بر ضد روافض بنویسم و من این کتاب را نوشتم و در صحن مسجدالحرام یا مسجد نبوی، می‌خواندم و تدریس می‌کردم. شما کتاب التحفه الاثنی عشریه را نگاه کنید. کتابی است که باز در کافر شمردن شیعیان نوشته شده است. در مقدمه آن کتاب به صراحت از سلطان و پادشاه وقت تعریف‌های زیادی می‌شود. با القاب بزرگی آن را ستایش می‌کندو این کتاب را به او هدیه می دهد. مشخص است که کتاب‌هایی از این دست، اراده‌های آن‌چنانی هم پشت سر دارد، شما جنگ‌های مذهبی که بین ایوقیان و فاطمیون ایجاد شد را ببینید، چرا راه دروی برویم. در دوران خودمان ببینید. چرا امروز درعراق جنگ ها و فتنه‌های مذهبی بین شیعه و سنی، در یمن شیعه‌کشی به راه افتاده است؟ چرا تلاش می‌کنند شیعه و سنی را در ایران، افغانستان و پاکستان همچنان به جان هم بیندازند. نه تنها بحث بین شیعه و سنی بلکه از هر بهانه‌ای برای خونریزی استفاده می‌کنند. مثلا در دارفورد در کشور سودان، اغلب مردم آن مالکی مذهب هستند، کشورهای آفریقایی، زبانشان یک زبان است، رنگ و نژادشان یک رنگ و نژاد است. یعنی با هم اشتراک‌های بسیاری دارند، ولی به این خاطر که بعضی از قبائل، ریشه عربی دارند و بعضی از قبائل ریشه عربی ندارند، جنگ خانمان‌سوز چندین‌ ساله‌ای را بین آنها به راه انداختند. گاهی اختلاف بین مسائل مذهبی، گاه اختلاف بین ادیان، باعث نزاع و درگیری شده است. شما مصر را مشاهده کنید، اغواط مصر، غوطی‌ها، مسیحیان ارتدوکس یک اقلیتی هستند، آنها هم باعث یک مشکل اساسی درمصر شده‌اند. تعاملشان با مسلمان‌ها به شدت حالت درگیری و فتنه‌انگیزی ایجاد کرده است. در هرکشوری می‌بینید از کوچک‌ترین اختلافات فتنه‌انگیزی می‌کنند. این مشخص است که اراده حاکمان سیاسی و قدرت‌های غالب بر دنیای امروز این است که اختلاف‌ها را به فتنه و جنگ تبدیل کنند.

    «تطبیق الشریعه» محور تقریب مذاهب

    به بحث اصلی خودمان برگردیم. سومین استراتژی جهان غرب در رویارویی با بیداری اسلامی و احیاء تمدن اسلامی، شعله‌ور کردن فتنه‌های مذهبی بود و هم تأثیرگذارترین روش در مبارزه با بیداری اسلامی بوده است. مثلا بصر حامد ابوزید، یکی از اندیشمندان و نمایندگان تفکر اسلام لیبرال در جهان عرب و مصر است که از طرف دادگاه مصر کافر شمرده شد. حالا نقد اندیشه‌های او و اینکه آیا اینکه استحقاق تکفیر داشت یا نه بماند برای جلسه دیگر، من در یکی از کتاب‌های ایشان دیدم تعبیر خیلی زیبایی داشت که بیانگر دقیق موضع این جریان نسبت به بیداری اسلامی است. ایشان می‌گفت من تعجب می‌کنم، از اینکه حرکت جنبش اخوان المسلمین که ریشه‌های آن تفکر سلفی و متمایل به اندیشه وهابیت بود، هرچند در تعامل خودشان با سایر مذاهب به ویژه شیعه و وهابیتی که در عربستان است بسیار متفاوت است... ـ اخوان المسلمین یک جریان تکفیری نیست، بلکه به وحدت اسلامی و تقریب بین شیعه و اهل سنت معتقد است، کتاب‌های خیلی خوبی نوشته، مواضع خوبی در این زمینه داشتند. تعامل‌شان با شیعه خیلی خوب است و مثل وهابیت عربستان تکفیری نیستند. ولی به هرحال نگاه‌شان به مسئله توحید، خیلی شبیه و برگرفته از اندیشه‌های محمدبن عبدالوهاب است. ـ تعبیر نصر ابوحامد ابوزید این بود که من تعجب می‌کنم جنبش اخوان المسلمین با اینکه یک جنبش سلفی است، چطور بعد از انقلاب اسلامی، اولین گروهی بود که از بین جنبش‌های اسلامی سفر کردند و با حضرت آیت الله خمینی(ره) دیدار کردند و تعامل خودشان را با انقلاب شروع کردند؟ می‌گفت محوری که باعث شد بین این جنبش سلفی و یک جنبش سیاسی شیعی تعامل ایجاد شود، آن خط مشترک‌شان چیزی بودکه به آنها تعبیر «تطبیق الشریعه» یا اجرای اسلام و اجرای شریعت اسلامی تعبیر می‌کنند. خط مشترک بین اخوان المسلمین و حرکت امام خمینی این بود. انقلاب برای اجرای اسلام، اجرای دستورات اسلام همه مبارزات تاریخی اخوان المسلمین و جنبش‌های بیداری اسلامی هم، با این اهداف بود «الاسلام هوالحل» این شعار اخوان المسلمین در مصر است که الان چندی است که در پارلمان هم با این شعار وارد رقابت انتخاباتی شدند. اسلام تنها راه حل است. تعبیر نصر ابوحامد زید این است و یک متفکر اسلام‌گرای لیبرال اینگونه تعبیر می‌کند که ما دیدیم یک حرکت جنبش سلفی و وهابی با یک جنبش شیعی ـ که در طول تاریخ با هم اصطکاک داشتند ـ بر محور تطبیق شریعت و اجرای اسلام با هم دیگر اتحاد پیدا می‌کنند.

    ترفند جهان غرب در مقابله با تطبیق الشریعه

    وقتی جهان غرب این را درک کرد و خوب هم درک کرد، گامی که برداشت برای مقابله با این همگرایی اسلامی در جهان اسلام برداشت، ایجاد فتنه مذهبی بود. گفت اگر اینها بر روی اجرای شریعت با همدیگر جمع ‌شوند ابتدا حکومت،و در گام بعد تمدن را از ما می‌گیرند، بگذار اینها با هم‌دیگر درگیر باشند. بنابراین قربانگاه بیداری اسلامی، فتنه‌های مذهبی است. فتنه مذهبی، درگیری مذهبی، فراموش کردن وحدت اسلامی و آن هم مساوی با مرگ تمدن اسلامی است. مسئله خیلی روشن است. شما ببینید در اندیشه‌ای که امروز جریان‌های تندسیاسی و اعتقادی، تکفیری دارند. در این نقطه یعنی «اجرای اسلام» با هم مشترک هستیم. ولی دقیقا این ایده مشترک باعث تولید جریان‌هایی مثل القاعده و جریان‌های مشابه آن، با محوریت جایگزین‌سازی، در مقابل حرکت‌های معتدلی که با همدیگر همگرایی می‌کنند دربین مذاهب ایجاد شد. دیدند اخوان المسلمین در مصر و حرکت انقلاب اسلامی برای اجرای شریعت با همدیگر همگرا شدند. آمدند جایگزین ساختند. حرکت «القاعده» با همان شعار اجرای شریعت و ایجاد حکومت اسلامی به میدان آمد ولی به جای اینکه با شیعه تعامل بکنددر مورد این مسئله، جریان تکفیر را در خودش زنده کرد و شیعه‌کشی را باب کرد و فتوا داد که شما شیعه را بکشید. اگر سپاه صحابه در پاکستان شیعه‌کشی را راه می‌اندازد، آنها هم در پاکستان سپاه محمد تشکیل می‌دهند و مقابله به مثل می‌کنند و جنگ بین شیعه و سنی شعله‌ور می‌شود. در عراق شیعیان کشته می‌شوند، حرم عسگریین از بین می‌رودو بعضی از شیعیان تندرو مقابله به مثل می‌کنند. البته مراجع تقلید به حرمت این کار فتوا دادند، ولی به هر حال این تقابل به مثل ایجاد می‌شود. بنابراین اساسی‌ترین راهبردی که جهان غرب برای از بین بردن بیداری اسلامی، اتخاذ کرد. ایجاد فتنه مذهبی، جنگ و کشتار طایفه‌ای و قومیتی بود. هرچه این جنگ‌ها و فتنه‌ها و کشتارها، بر جهان اسلام بیشتر انجام شود احیاء تمدن اسلامی با تأخیر مواجه می‌شود. دقیقاً چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، جهان اسلام مثل جزیره‌هایی از هم پراکنده است، جهان اسلام را می‌توان به کشور اندونزی که حدود هزار جزیره دارد تشبیه کرد. از نظر فکری و مذهبی گرایش‌های مختلفی درجهان اسلام وجود دارد، چه مابخواهیم و چه نخواهیم این واقعیت وجود دارد و این تکثر و تعدد وجود دارد. هدف تقریب و وحدت اسلامی این است که اینها با همدیگر همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند و تعامل این مذاهب و جریان‌ها با همدیگر، بر مبنای تکفیر نباشد. بلکه در مسئله امامت، شیعه اهل سنت را تخطئه می‌کند. می‌گوید شما در مسئله امامت اشتباه کردید. ما اعتقاد داریم و این ادله ماست. آنها هم ما را در این مسئله تخطئه می‌کنند. ولی چرا انسان بحث را به تکفیر بکشاند. آیاراه‌حل دیگری نیست؟

    راه حل‌های ممکن برای مبارزه با استراتژی جهان غرب

    1. ایستادگی و مقاومت

    تا اینجا بحث ضرورت وحدت اسلامی از زاویه احیاء تمدن اسلامی و استراتژی اتخاذ شده از طرف جهان غرب تا امروز را عرض کردیم و اما راه حل چیست؟ در این قسمت از عرائضم به چند راه حل اشاره می‌کنم.

    ما درمرحله‌ای زندگی می‌کنیم که این فتنه‌ها روز به روز در حال افزایش است. پس در ایام فتنه کسانی که پرچمدار تقریب و پرچمدار وحدت اسلامی هستند، باید فعالیتشان را چندین برابر کنند. فتنه‌های مذهبی نباید زبان بیدارگران را ببندد. فشارها، تهمت‌ها، نمی تواند ما را از راهی که انتخاب کردیم و ضرورتی که به آن اعتقاد داریم و معتقدیم که آرمان دینی و جزء مقاصدشریعت است بازدارد. این امواج فتنه نباید ما را با خودشان ببرند. هرچه فتنه بیشتر می‌شود، مقاومت ما باید بیشتر شود «کانهم بنیان مرصوص». در برابر این امواج باید ایستادگی داشت. بلغ ما بلغ هرچه بخواهدخواهد شد. شخصیت‌هایی بودندکه میدان‌دار تقریب بودند. خودشان را باختند. لهجه و ادبیات‌شان عوض شد. این امواج فتنه آنها را با خودش برد. بسیار باید مقاومت کرد و تلاش کرد تا راه را گم نکنیم.

    2. استفاده از روش‌های موفق علمای پیشین در تقریب مذاهب

    الف) روش سید جمال‌الدین اسدآبادی

    درطول تاریخ استراتژی‌های مختلفی برای تقریب به کار گرفته شده است. همه این استراتژی‌ها امروز باید در حد اعلا به کار گرفته شود. سید جمال‌الدین اسد‌آبادی شخصیتی بود که به دنبال وحدت سیاسی جهان اسلام بود. سید جمال‌الدین مذهب خودش را مخفی می‌کرد. با علمای اهل سنت تعامل مختلف داشت. کنار حاکمان می‌رفت آنها را نصیحت می‌کرد. یک متفکر بیدار اسلامی بود. ما نیازمند احزاب سیاسی، گروه‌های نظامی، شخصیت‌ها و حرکت‌های فرهنگی هستیم که با مشارکت و همکاری شیعه و سنی تشکیل شود و نوک پیکان مبارزه خودشان را، مبارزه سیاسی، فکری، نظامی، فرهنگی و حتی اقتصادی در مواجه با تمدن غرب داشته باشند. این برای ما ضعف بسیار بزرگی است که امروز در جهانی داریم زندگی می‌کنیم که با وجوداین همه مشترکات بین بیش از یک میلیارد مسلمان، داریم با این همه تشتت اقتصادی و فرهنگی زندگی می‌کنیم. و در مقابل، چند کشور اروپایی با آن همه تفاوت زبانی، تفاوت مذهبی، تفاوت فکری، اتحادیه اروپا را تشکیل می‌دهند، پول واحد، بازار واحد، سیاست واحد دارندو حتی به جایی رسیدند که خواستند قانون اساسی یکسان برای کشورهایشان بنویسند. اما بیش از یک میلیارد مسلمان در حال جنگ و درگیری و تکفیر به سر می‌برند. بازار مشترک اسلامی کجاست؟ آیا از این یک میلیارد مسلمان، یک میلیون نمی‌توانند یک ارتش تشکیل دهند و این اسرائیل را از بین ببرند؟ به کجا رسیدیم و به کجا می‌خواهیم برویم؟

    ب) روش علامه شرف‌الدین

    شخصیتی مثل علامه شرف الدین باب گفتگوی جهان اسلام را باز کرد. کتاب المراجعات، سند قدرتمند گفت‌وگوی اخلاقی بین مذاهب است. با اینکه حساس‌ترین مذاهب را مطرح کرد. با احترام کامل، بدون تعرض به مقدسات طرف مقابل، فضایی بسیار باز، علمی و اخلاقی برای گفت‌وگو بین مذاهب ایجاد کرد. مانیاز داریم شخصیت‌هایی بین علمای شیعه و علمای اهل سنت آمارشان بیشتر شود که بتوانند با همدیگر تعامل داشته باشند. کنار همدیگر بنشینند و گفت‌وگو کنند. این گفت‌وگوها باید عمومی شود و برای مردم فرهنگ‌‌سازی شود. فقط بین نخبه‌ها هم محصور نشود. اگر شخصیت‌های تقریبی این فضا را باز نکنند، فرهنگ عمومی توسط کسانی که با وحدت مخالف هستند،فرهنگ‌سازی می‌شود. مثلا شبکه «المستقله» را دیدید که چگونه بحث‌های اختلافی را با ادبیات تند تکفیری و دشمنی‌ آفرین اداره کرد؟ جالب این است که این شبکه برنامه‌های شب‌های ماه رمضان را دقیقا قبل از حمله آمریکا به عراق شروع کرد. یعنی قبل از اینکه آمریکا بگوید حرکت نظامی باید درمنطقه توسعه پیدا کند فتنه‌های مذهبی بیشتر می‌شود. پس ما باید گفت‌وگو کنیم. اما گفت‌وگو با رعایت اخلاق، ادب و احترام اسلامی. ما همه حرف‌های خودمان را می‌توانیم بزنیم. همه حرف‌های اهل سنت را هم می‌توانیم بشنویم. به شرطی که همدیگر را تکفیر ننکنیم. مثل دو اندیشمند سر یک میز بنشینیم و اختلاف‌های فکری خودمان را با همدیگر مطرح کنیم.

    ج) روش شیخ شلتوب

    که باید به عنوان راه حل به کار گیریم، روشی است که شیخ شلتوت داشت. هنر بزرگ شیخ شلتوت، مبارزه با تکفیر بود. فتوایی صادر کرد که در جهان تاریخی شد و در بین اهل سنت بسیار تأثیرگذار بود و آن این بود که؛ «پیروی از مذهب جعفری، مثل باقی مذاهب، جایز است.» مبارزه با تکفیر، یعنی این که مسلمانان و کسانی که رو به قبله می‌ایستند و نماز می‌خوانند را کافر بدانیم، بااین تفکر باید مبارزه شود. نه شیعه، اهل سنت را کافر بداند و نه اهل سنت، شیعه را کافر بداند. شما به فقه شیعه مراجعه کنید، تفاوت فکری ما با اهل سنت واضح و روشن است. ما معتقدیم بعد از پیامبر، دوازده نفر از اهل بیت پیامبر، برگزیده شدند. پیامبر تعداد اینها و اسامی اینها را مشخص کرده، اینها انسان‌هایی هستند که خداونداینها را تطهیر کرده و مراجع علمی و سیاسی امت بعد از پیامبر هستند. این تفکر امت بود. این مرز فکری ما بین شیعه و اهل سنت بود. آیا کسانی که این تفکر را قبول ندارند، اینها را ما کافر می‌دانیم؟ اهل بیت اینگونه با اهل سنت برخورد نکردند. در فقه شیعه، ازدواج با اهل سنت جایز دانسته شده است. ولی ازدواج با نواصب، کسانی که دشمن اهل بیت هستند، حرام دانسته شده است؛ چون آنها کافر هستند، نواصب کافرند، اما اهل سنت، محبت اهل بیت را در دل دارند. اسم بچه‌هایشان را اسم اهل بیت می‌گذارند. البته اختلاف فکری ما با آنها هم سر جای خودش هست.

    خلاصه بحث

    اگر بخواهیم بحث را خلاصه کنیم باید بگوییم که به اینجا رسیدیم که امروز  برای احیاء تمدن اسلامی که به مراحل پیشرفته‌ای رسیده است، «بیداری اسلامی» ضروری است ما الان داریم در سطحی از تقابل تمدنی زندگی می‌کنیم که تمدن اسلامی به عنوان تمدن جایگزین و غالب جهانی در حال رقابت با تمدن غرب است. «الیس الصبح بقریب» باید در انتظار بود تا صبح دولت تمدن اسلامی بدمد. در برابر این حرکت بیدرای اسلامی، غرب سه استراتژی تاریخی را اتخاذ کرد. 1. قلع و قمع جنبش‌های اسلامی به وسیله حکومت‌های دست نشانده؛ 2. ایجاد جایگزین یا اسلام لیبرال؛ 3. ایجاد فتنه‌های داخلی برای اینکه این بیداری اسلامی از درون متلاشی شود. که الان داریم در این ظرف تاریخی زندگی می‌کنیم. این مرحله نیازمند بیداری چند برابر و هوشیاری مسلمانان در جهان اسلام است. به راه حل‌هایی برای حل این بحران اشاره کردیم مقابله قدرتمندانه، با حرکت‌های مخالف با تقریب و بیان روزآمد و ضرورت آگاهی و استقامت پرچمداری تقریب؛ 4. به کارگیری تمامی استراتژی‌هایی که نسبت به تقریب در طول تاریخ اجرا شده است.

    الف) استراتژی سید جمال‌الدین، یعنی ایجاد وحدت سیاسی؛

    ب) استراتژی علامه شرف‌الدین، ایجاد گفت‌وگوهای اخلاقی، زنده کردن باب تعامل فکری میان مذاهب؛

    ج) استراتژی مرحوم شیخ شلتوت یعنی مبارزه همه جانبه با تکفیر و اثبات اسلام اهل قبله.

    پرسش و پاسخ

    عدم مشروعیت عمل اهل تکفیر

    آقای غریب‌رضا: این بحث، یک بحث کلامی است که بعضی از انسان‌ها مستضعف فکری هستند. انسان تا جایی که اندیشه مخالفی را می‌بیند وظیفه دارد اینها را مقایسه کند. فرهنگ قرآن در بحث اختلاف فکری این است. «فبشّر عبادی‌الذین یستمعون القول و فیتبعون احسنه» هر کسی به فراخور حال فکری خودش وظیفه دارد. اندیشه‌های مختلف را مقایسه کند و بهترین آن را انتخاب کند. مسئولیت هر کس هم به میزان ظرف عقلانی و فکری و شرایط و امکانات محیطی است. حتی در قرآن کریم آمده است که، بعضی‌ها، می‌گویند که ما به حق و حقیقت دسترسی نداشتیم. قرآن به آنها می‌گوید: «الم تکن ارض الله و اسعه فتهاجروا فیها» آیا سرزمین خدا وسعت نداشت. شماکه امکانات داشتید، می‌توانستید بروید سرزمین دیگر و حقیقت را پیدا کنی، چرا نرفتید؟! تا جایی که انسان توان شناخت حقیقت را دارد، مسئولیت دارد. گروه‌های تکفیری بر اساس عقیده خودشان دارند این کار را می‌کنند، ولی معذور نیستند، به این جهت که در همه مذاهب این حدیث ذکرشده است که؛ «من کفر مسلما فقد کفر» هر کس مسلمانی را کافر بشمارد، خودش کافر است. و این را هم علمای اهل سنت و هم علمای شیعه می‌گویند و تا جایی که احتمال می‌دهند، شیعه می‌تواند مسلمان باشد باید تحقیق کنند. بنابراین جریان تکفیری ـ جریانی که خون مسلمان‌ها را مباح می‌داند ـ چه شیعه باشد چه سنی، هیچ فرقی نمی‌کند، در فقه شیعه اهل سنت را مسلمان دانستند و بین آنها و نواصب تفاوت قائل شدند.

    حد و مرز تحقیق برای فهم تکلیف

    اسلام از ما خواسته است که اصول دین یعنی توحید، نبوت، عدل و امامت، را با تحقیق بپذیریم. البته تحقیق هر کس متناسب با فراخور حال خود خواهد بود، مثلا پیامبر(ص) از مسیری رد می‌شدند، پیرزنی را دیدندکه آسیاب دستی خود را می‌چرخاند. از او پرسیدند که خدا را چطور اثبات می‌کنی؟ دستش را از آسیاب برداشت، آسیاب ایستاد. گفت من پیرزنی هستم و این آسیاب به این کوچکی را باید بچرخانم تا این گندم آرد شود. چطور ممکن است عالم به این بزرگی چرخاننده‌ای نداشته باشد. پیامبر به اصحاب خودش رو کرد و فرمودند: «علیکم بالدین العجائز» یعنی مثل این پیرزن دینداری کنید. این پیرزن به فراخور حال خود عقلانیت بسیار بالایی داشت ولی شخصی مثل شهید مطهری در سطح فکر خودش باید برهان‌های فلسفی و عقلانی را یاد بگیرد. مسئولیت فکری او خیلی بالاتر است. مثلاً یک دانشجو می تواند ده‌ها کتاب اعتقادی بخواند. باید بخواند و بین ادیان و مذاهب مقایسه فکری داشته باشد. طلبه‌ای که می‌تواند پانصد کتاب اعتقادی بخواند، اگر نخواند مسئولیت دارد، لذا شما می‌بینید که در فقه شیعه بحث عقاید را مطرح کردند. شما این مسئله را در رساله‌ها می‌بینید، گفتند اعتقادات تقلیدی نیست، بلکه تحقیقی است.

    فرق نواصب با وهابی‌ها

    جواب: دفاع فرق می‌کند، مثلا اگرکسی اصلحه به دست گرفت و جلوی شما ایستاد، در این صورت دفاع از خودت واجب است. ولی حمله هیچ فرقی نمی‌کند. وقتی کسی مسلمان باشد، کشتن آن حرام و جرم است، چه شیعه، چه سنی، فرقی نمی‌کند. وهابی‌ها با ناصبی‌ها فرق می‌کنند. ناصبی را خود اهل سنت هم کافر می‌دانند. ناصبی‌ها کسانی هستند که دشمن اهل بیت هستند. وهابی‌ها می‌گویندما دشمن اهل بیت نیستیم. دشمن شیعه هستیم. ولذا خود محمد بن عبدالوهاب هم اسم بچه‌هایش را از اسامی اهل بیت گذاشتند. آنها اهل بیت را دوست دارند و کتابی در فضائل اهل بیت هم نوشته‌اند، ولی به خاطر تصورات غلطی که از شیعه دارند. شیعیان را کافر می‌دانند. البته در بین وهابی‌ها هم به ندرت شخصیت‌هایی بوده‌اند که گرایش‌های نواصب را داشتند و از رسوب‌های فکری نواصب تأثیر گرفتند. ولی جریان عمده، دشمنی‌شان با شیعه است، نه با خود اهل بیت. هر کسی خون مسلمانی را بدون گناه بریزد «من قتل نفسا بغیر نفس فکانما قتل الناس جمیعا» اگر یک کسی را بدون دلیل بکشندمثل این است که همه مردم را کشته است.

    شرائط جواز حکم قصاص

    آقای غریب‌رضا: فقط حاکم و قاضی اسلامی می‌تواند حکم قصاص را صادر کند. لذا از حضرت آیت الله سیستانی ـ که مرجع تقلید شیعیان در عراق است، ـ این سؤال را پرسیدند ـ و در سایت شان هم موجود است. ـ سوال شد که آیا کسانی را که می‌دانیم به مسلمان هاو شیعیان حمله می‌کنند، ـ مثلا از بعضی‌هایی هستند که دستشان به خون شیعیان آلوده است ـ آیا می‌شود اینها را قصاص کرد؟ فرمودند: نه، باید دادگاه عادل حکم صادر کند. به هر حال اسلام چارچوب‌هایی دارد. ما نمی‌توانیم به خاطر اینکه «ولایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا، اعدلوا و أقرب بالتقوا» به هر حال اگر از نظر اعتقاد کافر است، کافر است ولی تا وقتی که با شما نجنگیده و یا در میدان جهاد قرار نگرفته، یا در حالت دفاعی قرار نگرفتید یعنی او حمله نکرده باشد، حق کشتن را ندارید. اگر جرمی انجام داد و موجب قتل کسانی شد، باید در دادگاه اثبات شود. به هر حال فتوای علمای شیعه این است، فرهنگ قرآنی هم مشخص است. ما تا جایی که می‌توانیم باید از فتنه‌انگیزی در جهان اسلام بپرهیزیم.

    فرق مخالفت و ضدیت در برابر ولایت فقیه

    پاسخ سؤال: دو بحث است. بحث ما این است که اگر کسی جرمی را انجام داد که مستحق قتل بود. ما در اسلام اجازه تکفیر کردن را نداریم، ما کسی را کافر می‌دانیم که توحید یا نبوت را قبول نداشته باشد، در اجوبه الاستفتاءات آیت الله خامنه‌ای «زید عزه» همین سؤال را از ایشان پرسیدند، که آیا پشت سر کسی که ولایت فقیه را قبول نداشت، نمی‌شود نماز خواند؟ و اصلا مسلمان هست یا نه؟ ایشان فرمودندکه اگر از روی تقلید یا روی اجتهاد، نظر فقهی‌اش این باشد که ولیت فقیه را قبول ندارد، این هم مسلمان است و شیعه است. ما فقط با او اختلاف فقهی داریم، لذا بعضی از علمای بزرگ شیعه بودند که به آن شکلی که ما معتقد به ولایت فقیه هستیم، به آن شکل قائل نبودند. مانمی‌توانیم آنها را کافر بدانیم. البته ما دیدگاه فقهی‌شان را قبول نداریم و استدلال هم می‌آوریم و نقد می‌کنیم ولی به خاطر اختلاف فقهی نمی‌توان کسی را کافر دانست. ما معتقدیم که اهل سنت مسلمان هستند. آن وقت چگونه ممکن است علمایی که با ما اختلاف فقهی دارند را کافر بدانیم. ضدیت، با مخالفت علمی متفاوت است. بعضی از علماء هستند که به ولایت فقیه اعتقاد ندارند ولی با حکومت اسلامی ضدیت نمی‌کنند. از نظر ما کسی که در مقابل حکومت اسلامی می‌ایستد و مبارزه می‌کند. با کسی که اختلاف نظر دارد، فرق می‌کند. اتفاقا همین اشکال را در اوایل انقلاب از آیت الله طالقانی(ره) کرده بودند که بعضی از علمای شیعه معتقد به ولایت فقیه نیستند، شما در نماز جمعه می‌گویید مرگ بر ضد ولایت فقیه. آقای هاشمی رفسنجانی هم همین پاسخ را دادند که ما بین کسی که در مقابل انقلاب اسلامی ایستاده با کسی که با ما اختلاف نظر فقهی دارد، تفاوت قائلیم.

     


     
     
     
    پورتالستاد بزرگداشت شهداي گمنامباشگاه خبرنگاران جوانصفحه شخصي حميدرضا غريب رضاشهداي روحانيرهبريانديشه جاويدshahidmotahari.comneshasteasatid.comمرکز فقهينکونامپايگاه اطلاع رساني استاد حسين انصاريانصفحه شخصي دکتر عصام العمادalkashani.infoمرکز خدمات حوزه هاي علميهموسسه گفتگوي دينيحضرت آيت الله گيلانيدفتر حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد حسيني شاهرودي حضرت آيت الله حاج شيخ مجتبي تهرانينور معرفتاستاد علوي سرشکي صحيفه سجاديهنمايشگاه قرآن کريم قمحوزه علميه آل البيتآدينه فومنهدايتپايگاه اطلاع رساني حاج آقا صديقيانجمن هاي اسلامي دانش آموزانراه و رسم طلبگي